6. تعیین میزان انطباق واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بر حسب شوراهای پژوهشی تصویب کننده پژوهش.
7. تعیین میزان انطباق واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بر حسب سال .
1-4- ضرورت و اهمیت پژوهش
پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد هنگام تحویل گزارش پایانی پژوهش هایشان موظف به تحویل یک نسخه چکیده چاپی و الکترونیکی به حوزه معاونت تحقیقات و فناوری هستند. در حوزه معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، مشکلاتی در بازیابی اطلاعات و به دنبال آن انجام پژوهش های تکراری و در برخی موارد عدم دسترسی به اطلاعات مورد نیاز مشاهده می شود. سؤالاتی که به صورت شفاهی از برخی پژوهشگران درباره نحوه انتخاب واژه های نمایه ای پرسیده شد این نتیجه را نشان داد که اغلب آنها کلیدواژه های خودساخته پژوهشگران هستند و با هیچ استانداردی مطابقت داده نشده اند و حتی اینکه پژوهشگران از وجود منبعی با عنوان اصطلاحنامه پزشکی فارسی بی خبرند. لذا به نظر می رسد یکی از دلایل عدم دسترس پذیری به اطلاعات مورد نیاز کاربران و بالتبع انجام پژوهش های تکراری می تواند ناشی از عدم رعایت مستندها در امر نمایه سازی و عدم انطباق واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی باشد. با توجه به لزوم مستندسازی نمایه ها در امر بازیابی اطلاعات و همچنین حیطه موضوعی اغلب پژوهش ها در این دانشگاه، اصطلاحنامه پزشکی فارسی به عنوان ابزار مستندسازی نمایه ها انتخاب شد تا به بررسی میزان انطباق واژه های نمایه ای پایان نامه ها و طرح های تحقیقاتی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد با اصطلاحنامه پزشکی فارسی طی سال های 82 الی 87 پرداخته شود.
1-5- تعاریف عملیاتی و مفهومی
میزان انطباق
در چک لیست تهیه شده توسط محقق، میزان انطباق واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی به دو درجه مطابق استاندارد و نامطابق با استاندارد تقسیم شده است. در این تحقیق میزان انطباق واژه های نمایه ای برابر است با نسبت تعداد واژه های نمایه ای مطابق با استاندارد بر تعداد کل واژه های نمایه ای در بازه زمانی پژوهش.
نمایه(Index)
طبق تعریف دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی« نمایه، صورتی از موضوع ها و واژه های مهم، اساسی و دیگر مطالب یک یا چند کتاب با ارجاع به صفحاتی که این مطالب در آن واقع شده است.» ( سلطانی، راستین، 79)
در این تحقیق واژه های نمایه ای، کلیدواژه هایی هستند که پژوهشگران به طرح ها و پایان نامه های تحقیقاتی خود اختصاص داده اند و به نظر می رسد هیچگونه نظارتی بر مستندبودن آنها صورت نگرفته است. شایان ذکر است در این پژوهش کلمات ” واژه نمایه ای ” ، ” کلیدواژه” ، “توصیفگر نمایه سازی” و ” نمایه ” با یک مفهوم بکار برده شده اند.
اصطلاحنامه پزشکی فارسی(Persian Medical Thesaurus)
مبنای تهیه اصطلاحنامه پزشکی فارسی، پشتوانه های انتشاراتی موجود در ایران و تزاروس کتابخانه ملی پزشکی آمریکا (مش 2002) است و ویرایش دوم آن در سال 1384 مجموعا 15294 اصطلاح پزشکی و علوم وابسته را می پوشاند. به همت خانم فاطمه رهادوست و دیگر همکارانشان انتشار اصطلاحنامه پزشکی فارسی از سال 1377 آغاز و ویرایش دوم آن در سال 1384 توسط سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران چاپ شد. متن اصلی این اصطلاحنامه از چهار نمایه ( درختی و الفبایی در جلد اول و گردشی و انگلیسی به فارسی در جلد دوم) تشکیل شده که اطلاعات به راحتی در همه این نمایه ها ( و به صورتی بسیار کامل تر در ویرایش الکترونیکی) قابل بازیابی است و حجم اطلاعات آنها به شرح زیر است:
کل اصطلاحات15294
اصطلاحات فارسی با معادل انگلیسی13218
اصطلاحات گزیده8987
اصطلاحات ناگزیده6316
اصطلاحات مرتبط860
شناسه های نمایه گردشی فارسی31949
شناسه های نمایه گردشی انگلیسی25838
شناسه های نمایه انگلیسی به فارسی12312(اصطلاحنامه پزشکی فارسی، 84)
در این پژوهش از ویرایش دوم این اصطلاحنامه استفاده شده است.
واژه های نمایه ای مطابق با استاندارد:
منظور از واژه های نمایه ای مطابق با استاندارد، واژه های نمایه ای مطابق با اصطلاحنامه پزشکی فارسی است بعبارت دیگر منظور از این واژه ها، کلیدواژه هایی است که عیناً بر مبنای اصطلاحنامه پزشکی فارسی انتخاب شده است.
واژه های نمایه ای نامطابق با استاندارد:
منظور از واژه های نمایه ای نامطابق با استاندارد، واژه های نمایه ای نامطابق با اصطلاحنامه پزشکی فارسی است بعبارت دیگر منظور از این واژه ها، کلیدواژه هایی است که بدون توجه به توصیفگرهای نمایه سازی پیشنهادی اصطلاحنامه پزشکی فارسی و یا به دلیل نبود اصطلاحی برای آن در اصطلاح نامه بر حسب سلیقه محقق انتخاب شده است و بدون شک در بازیابی اطلاعات، خلل ایجاد می کند.
نوع پژوهش
در این تحقیق، انواع پژوهش ها شامل طرح پژوهشی (تحقیقاتی) و پایان نامه است.
وضعیت علمی مجری اول طرح تحقیقاتی
منظور از وضعیت علمی مجری اول طرح تحقیقاتی قرارگرفتن او در یکی از دو دسته هیأت علمی و غیر هیأت علمی است.
1-6- پرسش های اساسی
بر اساس اهداف ویژه سؤالات زیر مطرح شده است:
1- میزان انطباق واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بر حسب نوع پژوهش (پایان نامه و طرح پژوهشی) چگونه است؟
2- میزان انطباق واژه های نمایه ای پایان نامه ها با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بر حسب رشته و مقطع تحصیلی دانشجو چگونه است؟
3- میزان انطباق واژه های نمایه ای طرح های پژوهشی با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بر حسب وضعیت علمی مجری اول آن چگونه است؟
4- میزان انطباق واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بر حسب شوراهای پژوهشی تصویب کننده پژوهش چگونه است؟
5- میزان انطباق واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بر حسب سال چگونه است؟
1-7- متغیرهای پژوهش
متغیرهای این پژوهش عبارتند از:
متغیر مستقل:
اصطلاحات اصطلاحنامه پزشکی فارسی
متغیر وابسته:
واژه های نمایه ای پایان نامه ها و طرح های پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد
1-8- فرضیه پژوهش
میزان انطباق واژه های نمایه ای پایان نامه ها با اصطلاحنامه پزشکی فارسی بیشتر از میزان انطباق واژه های نمایه ای طرح های پژوهشی با اصطلاحنامه پزشکی فارسی است.
1-9- محدودیت های پژوهش
به دلیل گوناگونی انواع کلیدواژه ها و انواع بدعت گذاریهای پژوهشگران دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد در انتخاب این کلیدواژه ها ( بعنوان مثال استفاده از علامت به اضافه در بین کلیدواژه ها)، در برخی موارد تعیین انطباق و عدم انطباق واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی، کار بسیار دشواری بود. به همین دلایل راهکارهایی جهت تعیین انطباق و عدم انطباق این واژه های نمایه ای با اصطلاحنامه پزشکی فارسی در نظر گرفته شد که در فصل دوم به تفضیل درباره آنها بحث خواهد شد.
2-1- مقدمه
در فرایند اطلاع یابی هر قدر اطلاعات منظم و سازمان یافته تر باشد زمان صرف شده برای کسب اطلاعات بهتر تقلیل خواهد یافت بنابراین اطلاعات برای حضور در سیستم نیازمند نظم و سازماندهی است تا به روش درست و دقیق ایفای نقش کند. برای اینکه نظام قادر به انجام این عمل باشد باید محتوای مجموعه کاملا مشخص باشد، جهت نزدیک کردن مواد موجود در مجموعه اطلاعات و نیاز استفاده کنندگان، نیازمند نظام استاندارد اصطلاحنامه نویسی هستیم. اصطلاحنامه استاندارد با ارائه واژه های نمایه ای استاندارد باعث تقویت زبان نمایه سازی شده و اطلاعات بازیابی شده مرتبط با نیاز کاربران را افزایش می دهد.
2-2- مبانی نظری پژوهش
2-2-1- سازماندهی اطلاعات
سازماندهی اطلاعات از فرایندهای کلیدی در حوزه اطلاع رسانی است که برای امکان پذیرساختن جستجوی آسان و بازیابی م‍‍ؤثر اطلاعات و مدارک به کار می رود. اطلاعات و مدارک بدون سازماندهی، به ویژه هنگامی که حجم آنها رو به فزونی می رود، قابلیت استفاده خود را از دست می دهند؛ به همین منظور برای سازماندهی اطلاعات روش های گوناگونی پدید آمده اند که رولی و فاور آنها را چنین طبقه بندی می کنند:
1- فهرستنویسی و رده بندی که برای فهرست کردن مدارک موجود در مجموعه یا در یک زمینه تخصصی به کار می رود.
2- نمایه سازی و چکیده نویسی که برای شناسایی مدارک مورد نیاز و پاسخ به درخواست موضوعی خاص استفاده می شود.
بدین ترتیب سازماندهی اطلاعات را می توان مجموعه ای از فعالیت ها تعریف کرد که در آنها مدارک و منابع اطلاعات، تحلیل، طبقه بندی و قابل بازیابی می شوند. هدف از سازماندهی اطلاعات، دسترسی بهتر و سریع تر به اطلاعات است که از دو طریق صورت می گیرد: اول توصیف مدرک از لحاظ مشخصات ظاهری و دوم تحلیل و بازنمایی محتوای آن. در این میان نمایه سازی نقش عمده ای در مدیریت اطلاعات ایفا می کند. معمولا همه افراد بی آنکه با این مفهوم آشنا باشند، برای مرتب ساختن اطلاعات و نظم دادن به آن از نوعی نمایه سازی ابتکاری استفاده می کنند، اما نمایه سازی حرفه ای که با استفاده از زبان طبیعی یا واژگان کنترل شده به تبدیل محتوای مدرک به اصطلاحات نمایه ای می پردازد، به روش ها و شیوه هایی استاندارد و همخوانی با سیاست هایی از پیش تعیین شده در چارچوب یک نظام نمایه سازی نیاز دارد. نمایه سازی حرفه ای از رهیافت های اساسی سازماندهی اطلاعات است که برونداد آن، حلقه ارتباطی میان تولید کنندگان و کاربران اطلاعات را تشکیل می دهد. بر این اساس اگر نمایه سازی با کیفیتی مطلوب اجرا نشود، نه تنها به هدف اولیه خود در تأمین این حلقه ارتباطی نائل نمی شود بلکه باعث بازیابی اطلاعات بی ارتباط و سردرگمی کاربران و پیامدهای منفی دیگر خواهد شد. از این رو توجه به کیفیت در این زمینه اهمیت می یابد و در مواردی نیز حیاتی می شود که حجم مدارک و شمار نمایه سازان زیاد باشد.(علیدوستی، عصاره، کاظم پور،84)
2-2-2- نمایه
Index از واژه لاتینی Indic به معنی دلالت کردن گرفته شده است. واژه انگلیسی Indicate نیز ظاهراً از همین واژه Indic لاتینی گرفته شده است. برابر فارسی Index نمایه و فهرست است. فهرست گویا از واژه پهلوی پهرست آمده و معرب پهرست است. کلمه نمایه نیز از مصدر نمودن و نماییدن گرفته شده است. در متون نمایه سازی، منظور از نمایه، کلمه ای است که نشان دهنده مفهومی از مفاهیم اصلی یک مدرک باشد. البته در انگلیسی کلمه Index در عین حال به فهرستی از این کلمه ها نیز اطلاق می شود که در این مورد باید آن را نمایه نامه ترجمه کرد. در واقع معیار معنی این کلمه، متن است. نمایه، مفصل ضروری ارتباطی است بین منابع اطلاع و کسانی که در سوی دیگر قصد دستیابی به این منابع را دارند بعبارت دیگر نمایه یک زنجیره ارتباطی بین مجموعه نمایه سازی شده و جامعه استفاده کننده است. (آقابخشی، 76)
طبق تعریف دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی « نمایه، صورتی از موضوع ها و واژه های مهم، اساسی و دیگر مطالب یک یا چند کتاب با ارجاع به صفحاتی که این مطالب در آن واقع شده است.» (سلطانی، راستین، 79)
نمایه ها در حکم نقشه های دقیق یا ابزاری هستند که می توانند مخازن اطلاعات را از آشفتگی حفظ کنند و راه میان بر مؤثر و نظام یافته ای میان کاربر و اطلاعات به شمار می روند. (علیدوستی، عصاره، کاظم پور،84 )
2-2-3- هدف نمایه
هدف از تهیه نمایه، فراهم کردن ابزارهای کارآمد برای کمک به کاربران در پیداکردن اطلاعات درون مدرک است.
بنابراین نمایه ساز باید به نکات زیر توجه کند:
الف: شناسایی و جایابی اطلاعات مرتبط در متن اثری که در دست نمایه سازی است؛
ب: قائل شدن تمایز بین اشارات کامل و گسترده و اشارات سطحی و گذرا به موضوع؛
پ: حذف اشارات سطحی و گذرا به موضوع هایی که برای کاربر بالقوه اطلاعات قابل توجهی ندارد؛
ت: تحلیل مفاهیم موجود در مدرک و ارائه آنها به صورت نمایه واژه ها؛
ث: استفاده از اصطلاح هایی که برای کاربران مناسب باشد و آنان را به هدف های زیر برساند:
1- تشخیص سریع وجود اطلاعات مربوط به یک موضوع خاص در یک اثر ناآشنا
2- بازیابی سریع اطلاعات مربوط به یک موضوع در یک اثر شناخته شده یا کمابیش آشنا
3- شناسایی سریع مدارک مناسب در یک مجموعه
ج: برقرار ساختن ارتباط میان مفاهیم؛
د: یک جا گردآوردن اطلاعات مربوط به یک موضوع که در متن اثر یا مجموعه مدارک پراکنده است؛
ذ: تنظیم و تلفیق نمایه واژه ها و نمایه واژه های فرعی در شناسه ها. این کار ممکن است قبلا در فایل های مستند انجام شده باشد؛
ر: هدایت کردن کاربر از نمایه های واژه های ناگزیده به نمایه واژه های گزیده با استفاده از ارجاع « نگاه کنید به»؛
ز: تنظیم شناسه ها به ترتیبی نظام مند و مؤثر.(صدیق بهزادی، 81)
2-2-4- انواع نمایه
از جهت اصطلاحی نمایه ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
1- نمایه واژه ای: از این نظام، برای سهولت بازیابی مدارک از خنثی ترین شیوه نظم دهی که برای همگان آشناست، یعنی نظم الفبایی، استفاده می شود. نمایه واژه ای یا الفبایی خود به سه دسته تقسیم می شود:
الف: نمایه کنترل شده
ب: نمایه سازی آزاد
ج: نمایه سازی طبیعی

اولین نمایه ها با تأکید بر زبان طبیعی ساخته شدند. در این روش تأکید بر استفاده طبیعی کلمات متن است. با ورود کامپیوتر، دو نوع نمایه ماشینی کوییک و کووک از نوع نمایه سازی واژه ای پیش کشیده شد.
2- نمایه موضوعی: که غالبا ناظر بر مجموعه ای از مدارک مانند کتاب های یک کتابخانه، مطالب چند مجله و … است. در اینگونه نمایه، هر مدرک مورد مطالعه قرار می گیرد و تعدادی واژه که بیانگر محتوای اطلاعاتی آن مدرک یا مقاله است از درون متن استخراج می شود. معمولا انتساب واژه به هر مدرک با استفاده از واژگان کنترل شده صورت می پذیرد. استفاده از سرعنوان های موضوعی یا اصطلاحنامه، روند موضوع دهی و همگونی واژه های انتسابی به مدارک مشابه را تسهیل می کند. (گیلوری،75 )
نمایه ها به دو دسته کلی تقسیم می شوند:
الف: نمایه تک متنی یا انتهای کتاب که معادل واژه انگلیسی “back of the book index” است و ناظر بر متنی واحد است.
ب: نمایه مجموعه که ناظر بر مجموعه ای از مدارک است که بنا به هدف و سیاست خاصی جمع آوری و نگهداری می شوند، در این معنا، نظام نمایه سازی عبارت است از مجموعه ای از رهیافت های دستی یا ماشینی از پیش توصیف شده برای سازماندهی محتویات پیشینه های دانش به قصد بازیابی و اشاعه آنها.
در نمایه انتهای کتاب، آنچه دامنه موضوعی و نوع اصطلاحات را معین می کند محتوای کتاب است اما در نمایه مجموعه، چارچوب نمایه و دامنه موضوعی آن بر اساس یک سلسله پیش بینی ها و با توجه به اهداف سازمان مورد نظر تعیین می شود. (مزینانی،73 )
2-2-5- اندازه و جزئیات نمایه
با توجه به تفصیل و تعداد موضوعات مدرک، نمایه باید با اندازه کافی به جزئیات بپردازد تا نیازهای اطلاعاتی کاربران برآورده شود. عواملی که بر طول و جزئیات نمایه تأثیر می گذارد عبارتند از:
الف: ماهیت و هدف مدرکی که نمایه می شود، برای مثال نمایه گزارش های فنی و دانشگاهی مفصل تر از نمایه های معمولی است؛
ب: هدف نمایه سازی، برای مثال یک کاربر خاص می تواند فقط به یک جنبه از مدرک علاقه مند باشد. هدف نمایه باید به روشنی در یادداشت مقدماتی، یا عنوان و یا جای دیگر ذکر شود.(صدیق بهزادی، 81)
2-2-6- کیفیت نمایه

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نمایه کارآمد نیازهای اطلاعاتی کاربران را برآورده می کند. شناسه های نمایه باید از جنبه های مختلف، جوابگوی نیاز های اطلاعاتی کاربران باشد. نمایه ساز باید در گزینش موضوع و اصطلاح بی طرف و واقع نگر باشد. احاطه نمایه ساز به اصول نمایه سازی که از طریق تجربه و مطالعه به دست آمده است کیفیت نمایه را تعیین می کند. عوامل دیگری که حائز اهمیت هستند عبارتند از تسلط نمایه ساز به موضوع و زبان مدرک و کیفیت ابزارهای نمایه سازی که مورد استفاده قرار می گیرد مثل اصطلاحنامه ها. (صدیق بهزادی، 81)
2-2-7- نمایه سازی
در دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی، نمایه سازی بدین گونه تعریف شده است: « ثبت و ضبط محتوای اطلاعاتی مدارک با استفاده از روش های گوناگون به منظور سازمان دادن اطلاعات به قصد سهولت بازیابی.» ( سلطانی، راستین، 79)
پروسه یا فرایند اختصاص واژه به مدارک، برای توصیف محتوای موضوعی آنها به منظور بازیابی در مراحل بعد نمایه سازی نامیده می شود. ( آقابخشی، 1376)
2-2-8- یکدستی در نمایه سازی
نمایه از نظر تفصیل، سبک یا آرایه باید یکدست باشد. نمایه باید بر مبنای طرحی منطقی، متناسب و یکدست و قابل شناسایی ساخته شود. یکدستی در نمایه بستگی به تفصیل نمایه، استفاده از اصطلاحات، تقسیمات فرعی، اصطلاح های مقلوب، ارجاعات، جاینماها و سبک کلی و آرایه دارد.
یکدستی در نمایه زمانی تحقق پیدا می کند که:
الف: سیاست های نمایه سازی تعیین و فایل های مستند ساخته و پیروی شود؛
ب: از ابزارهای نمایه سازی قابل اعتماد مثل واژه نامه ها، اصطلاحنامه ها استفاده شود و با متخصصان مشورت گردد؛
پ: تصمیمات نمایه سازی به طور منظم یادداشت شود؛
ث: نمایه ای که توسط دو یا چند نفر تهیه می شود به دقت هماهنگ شود.(صدیق بهزادی، 81)
2-2-9- زبان نمایه سازی
« راولی» زبان نمایه سازی را زبانی می داند که برای توصیف موضوع یا دیگر جنبه های اطلاعات یا مدارک در نمایه مورد استفاده قرار می گیرد. از دیدگاه کلی، هر واژگانی- از جمله واژگان کنترل نشده- که برای نمایه سازی به کار برده می شود و قوانین نحوی آن، زبان نمایه سازی نامیده می شود و از دیدگاه تخصصی تر، یک واژگان کنترل شده یا نظام رده بندی و قواعد نحوی آنها زبان نمایه سازی است که از آن برای ارائه موضوع ها و مشخصات مدرک و بازیابی آن در نظام بازیابی اطلاعات استفاده می شود.(کاظم پور، اشرفی ریزی، 88)
در نظام های اطلاع رسانی به زبان ساختگی و قراردادی اطلاق می شود که برای مقاصد نمایه سازی بویژه قابلیت بازیابی اطلاعات و مدارک به کار گرفته می شود. سرچشمه زبان ساختگی، همان زبان طبیعی است. میزان تغییرات و تصرفات در زبان طبیعی، بیانگر درجه ساختگی بودن زبان نمایه سازی است. به طور کلی زبان نمایه سازی، استانداردی را مهیا می کند که هم نمایه ساز و هم جستجوگر می توانند از آن استفاده کنند. از طریق زبان نمایه سازی، نمایه ساز و جستجوگر می توانند مفاهیم را به یک صورت به کار برند. از آنجا که زبان های نمایه سازی هم در نمایه سازی مدارک و هم در امر جستجوی مدارک(یعنی بازیابی در مراحل بعد) به کار می روند، به زبان های بازیابی نیز معروفند. (آقابخشی، 76)
2-2-10- انواع زبان های نمایه سازی
یکی از مهمترین چالش های حوزه ذخیره و بازیابی اطلاعات و بلکه بنیادی ترین آنها نزدیک تر کردن زبان موضوعی جویندگان و ارائه دهندگان اطلاعات است.
زبان نمایه یکی از اجزای عمده نظام ذخیره و بازیابی اطلاعات محسوب می شود. زبان های نمایه را بر اساس معیارهای متفاوت، به گونه های مختلف دسته بندی می شوند ولی بطور کلی می‌توان گفت که این زبان ها عمدتاً بر دو نوعند:
1)   زبان های مهار شده: این زبان ها، حاوی اصطلاحاتی هستند که برای نمایه سازی مدارک انتخاب و پذیرفته شده‌اند و از آن جمله اند: طرح های رده بندی سنتی، فهرست های قراردادی سر عنوانهای موضوعی و اصطلاحنامه ها.
2)   زبان های آزاد: در این زبان ها، محدودیتی از نظر نوع واژه وجود ندارد؛ هر واژه با اصطلاح مناسبی می‌تواند بدون قید و شرط از زبان طبیعی گرفته شود، یعنی عیناً از زبان مدرک نقل شود و یا متناسب با موضوع مدرک تعیین شود.
اینکه کدام یک از دو روش فوق در میزان بازیابی مدارک و کیفیت کار مؤثرتر است، نکته ای است که هنوز به درستی روشن نیست و اختلاف نظرهایی که در میان اهل فن وجود دارد مؤید این مطلب است. اما آنچه در عمل مشاهده می شود این است که اکثر نظامهای دایر و فعال اطلاع رسانی که خدمات گسترده ای را عرضه می کنند، از زبان مهار شده برای آماده سازی مدارک خویش استفاده می کنند و ابزاری که بدین منظور به کار می رود اصطلاحنامه است. (حریری،62)
در تقسیم بندی دیگری، زبان های نمایه سازی را به سه دسته زبان طبیعی، آزاد و کنترل شده تقسیم می کنند.
2-2-10-1- زبان طبیعی
زبان طبیعی نوعی زبان نمایه سازی است که به متن اثر به همان شکلی که نویسنده اصلی مدرک تدارک دیده است، اشاره دارد. چنین متنی تنها از قواعد معمولی و طبیعی صحبت کردن و نوشتن پیروی می کند.
2-2-10-2- زبان نمایه سازی آزاد
در این نظام، نمایه ساز از توصیفگرهایی که خود مناسب می داند برای توصیف مفاهیم موجود در مدارک استفاده می کند، خواه این توصیفگرها در متن آمده باشد یا نه.
2-2-10-3- زبان کنترل شده
واژگان کنترل شده نوع دیگر زبان نمایه سازی و زیرمجموعه ای از واژگان زبان طبیعی است. این واژگان فهرستی از اصطلاحات است که به وسیله عملکردهای کنترل واژگان ایجاد شده است و در نمایه سازی به کار میرود. این زبان خود به سه نوع طرح های رده بندی، فهرست سرعنوان های موضوعی و اصطلاحنامه ها تقسیم می شود. (کاظم پور، اشرفی ریزی، 88)
2-2-11- زبان جامعه پزشکی و آشفتگی ها و نایسامانی های آن
زبان جامعه پزشکی، زبان علم پزشکی، زبان دانش پژوهان و متخصصانی است که با این علم سر و کار دارند. زبان جامعه پزشکی در ایران مجموعه ای از سه زبان به شرح زیر است: 1- زبان تولیدکنندگان و مصرف کنندگان اطلاعات پزشکی ( مؤلفان، مترجمان، ناشران، پژوهشگران، دانشجویان و استادان پزشکی و علوم وابسته) 2- زبان ارائه کنندگان خدمات بهداشتی- درمانی ( پزشکان، پیراپزشکان، داروسازان، دندانپزشکان، پرستاران، بهداشتکاران، کارکنان بیمارستانها و مراکز بهداشتی- درمانی) 3- زبان مصرف کنندگان خدمات بهداشتی- درمانی ( بیماران و خوانندگان آثار پزشکی به زبان ساده) . افراد جامعه پزشکی کاربران جامعه پزشکی اند؛ از این رو هر گونه اخلال ارتباطی بین پیام رسان و پیام گیران موجب نابسامانی و آشفتگی زبان جامعه پزشکی و قطع ارتباط بین زبان علم و زبان روزمره می شود. رهادوست در پژوهش خود با عنوان ” سرعنوانهای موضوعی پزشکی فارسی” به ده معضل ذخیره سازی اطلاعات پزشکی فارسی اشاره می کند که عبارتند از: 1- فاصله زمانی بین اطلاعات پزشکی غیر فارسی و انتقال اطلاعات به جامعه پزشکی فارسی زبان 2- پراکندگی و ناهماهنگی واژه ها و اصطلاحات پزشکی فارسی در رسانه های گروهی، کتابها، مقاله های ترجمه و تألیف شده به فارسی، کتابنامه ها، همایش ها و غلبه فرهنگ شفاهی بر فرهنگ مدون در میان جامعه استفاده کننده از خدمات پزشکی و جامعه ارائه کننده این خدمات 3- نادرست بودن معنای واژه ها و اصطلاحات در واژه نامه های علوم پزشکی فارسی 4- فعال نبودن انجمن های علمی علوم پزشکی به ویژه در زمینه مهار واژگان تخصصی 5- فعال نبودن فرهنگستان زبان ایران 6- فعال نبودن فرهنگستان علوم پزشکی 7- مغفول ماندن قلمروهایی از دانش پزشکی نظیر پزشکی سنتی ایرانی و اسلامی از جمله مبحث داروهای گیاهی و تاریخ پزشکی در ایران و اسلام و یکدست نبودن زبان پزشکی فارسی در این شاخه ها 8- ناهماهنگی ابزارهای تحلیل موضوعی در کتابخانه های دانشگاههای علوم پزشکی و ناهماهنگی سرعنوان های موضوع به کار رفته در کتابخانه ها 9- نبود ارتباط بین تولیدکنندگان منابع پزشکی فارسی، تحلیل کنندگان این منابع در کتابخانه های پزشکی و استفاده کنندگان از این منابع و 10- نابسامانی نمایه سازی مقالات پزشکی فارسی ( رهادوست، 82)
2-2-12- مستندسازی
مستندسازی در واژگان فنی بیشتر با واژه های مهار مستند، مهار واژگانی، کنترل واژگانی، بازبینی مستند و … شناخته می شود و معادل Authority control در زبان انگلیسی است. در فرهنگ فشرده علوم کتابداری و اطلاع رسانی چنین تعریفی از آن ارائه شده است: ” کنترل اصطلاحات نمایه یا نقاط دستیابی با استفاده از سیاهه اصطلاحات کنترل شده یا قابل پذیرش به منظور حفظ یکدستی در نمایه سازی.”
اصولا کنترل واژگان روشی است که در نظام های بازیابی اطلاعات به منظور از میان برداشتن نارسایی ها و معایب موجود در واژگان طبیعی مورد استفاده قرار می گیرد. نقش کنترل واژگان در زمان ذخیره اطلاعات، تطبیق دادن واژه های در نظرگرفته شده با استانداردهاست که به منظور فهم روابط بین لغات و متحدالشکل نمودن انها صورت می گیرد. در زمان کاوش اطلاعات نیز نقش کنترل واژگان در اختیار قراردادن سیاهه ای از اصطلاحات استاندارد و ارجاع واژ های غیراستاندارد به واژ های مترادف و مرتبط است. به منظور حفظ یکدستی و جلوگیری از ریزش کاذب در هنگام بازیابی اطلاعات یک نظام، شناسه ها باید به گونه ای تهیه و هماهنگ شوند که کاوشگر با هر واژه یا اصطلاحی بتواند اطلاعات مورد نظر خود را بازیابی نماید. به همین منظور با استفاده از شیوه های مستندسازی، اصطلاحات یک نظام اطلاعاتی ( مانند فهرست ها، پایگاه های اطلاعاتی و …) مستند شده و ارجاعات لازم برای بازیابی آنها ساخته می شود. ( رضایی شریف آبادی، خسروی، حاجی زین العابدینی، 86)
2-2-13- مهم ترین ابزارهای مستندسازی
اصطلاحنامه ها، فهرست سرعنوان های موضوعی، فهرست های مستند نامهای اشخاص، فهرست های مستند نام های تنالگانها (سازمانها)، فهرست های مستند نام ناشران از رایج ترین ابزارهای مستند سازی به شمار می آیند. برای مستندسازی منابع به زبان فارسی نیز تلاش های زیادی صورت گرفته که نتیجه این تلاش ها، انتشار منابع زیر به عنوان ابزارهای مستندسازی منابع فارسی زبان بوده است:
• سرعنوان های موضوعی فارسی
• فهرست مستند اسامی مشاهیر و مؤلفان
• فهرست مستند اسامی سازمان ها و مؤسسات دولتی
• اصطلاحنامه های مختلف ( اصطلاحانه پزشکی فارسی، اصفا، نما و …) ( رضایی شریف آبادی، خسروی، حاجی زین العابدینی، 86)
2-2-14- اصطلاحنامه
بر طبق استاندارد “ANSI 239-19-1980” اصطلاحنامه چنین تعریف می شود: « مجموعه ای از واژه ها و عبارات و روابط سلسله مراتبی، مترادفات، وابستگیها و دیگر روابط موجود بین مفاهیم را اراده می کنند، هدف چنین مجموعه ای ایجاد واژگانی استاندارد برای ذخیره و بازیابی اطلاعات است». (فاگمن، 74)
اصطلاحنامه مجموعه‌ای از سرعنوانهای موضوعی با ارتباطات سازماندهی شده است. اصطلاحنامه تسبیحی است زرین از واژه‌های انتخاب شده که به سه گروه از متخصصان کمک‌های شایانی می‌کند. اول به نمایه‌سازان برای سرعت و دقت در نمایه‌سازی مدارک و انتخاب سرعنوان‌های موضوعی مناسب و صحیح، دوم به کاوشگران به منظور تدارک راهبرد صحیح و دقیق کاوش و دسترسی جامع و خاص به موضوع موردنظر، سوم به نویسندگان به منظور بیان دقیق‌تر پیامهای خود. (تندیور،82)
در حوزه ذخیره و بازیابی اطلاعات، اصطلاحنامه مجموعه ای ساخت یافته از کلمات و واژه های برگزیده به شمار می آید که میان آنها روابط تعریف شده ای حاکم است. نمایه سازان از اصطلاحنامه به عنوان ابزاری برای سازماندهی و بیان محتوای موضوعی مدارک استفاده می کنند. (بهمن آبادی، 80)
اصطلاحنامه، فهرستی سازمان یافته از اصطلاحات و واژه های حوزه ای خاص است که برای سهولت انتخاب اصطلاحات نمایه ای نظم یافته اند. این ابزار به عنوان واژگان کنترل شده مورد استفاده نمایه سازان و کاربران قرار می گیرد و میان واژه های نمایه ای و واژه های مورد جستجوی کاربر انطباق ایجاد می کند و موجب بهبود بازیابی اطلاعات می شود. از طرفی در نمایه سازی و تبدیل مفاهیم به اصطلاحات نمایه ای کاربرد دارد و روابط میان واژه ها را در ساختاری سلسله مراتبی نشان می دهد. هدف اصطلاحنامه ها، ایجاد همگونی در نمایه سازی و جستجو، همچنین کنترل واژه های مترادف، وابسته و غیره است. ( کاظم پور، اشرفی ریزی، 88)
2-2-15- تاریخچه اصطلاحنامه
اصطلاحنامه در دورانی پدیدار شد که تقسیم کار در جوامع ضرورت یافته بود. واژه تزاروس نخستین بار در سده سیزدهم میلادی در یکی از دایره المعارف ها به کار رفت. گردآوری اطلاعات در قالب فرهنگنامه در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی پیش آمد. پیترمارک روژه (1779-1819) فیزیکدان انگلیسی در سال 1852 واژه‌نامه‌ای تهیه کرد و آن را «اصطلاحنامه کلمات و عبارت‌های انگلیسی» نامید. وی در این واژه‌نامه مترادفها و معادل‌های گفتار شفاهی لغات انگلیسی را به طور جامع طبقه بندی نموده بود.آنچه را که روژه «اصطلاحنامه» نامید واقعاً یک اصطلاحنامه به مفهوم امروزی آن نبود و از طرف دیگر صرفاً یک واژه‌نامه الفبایی نیز نبود، بلکه واژه‌نامه‌ای نظام‌یافته بود که براساس آن مترادف ها طبقه‌بندی شده بود. وی نام این مجموعه را تزاروس گذاشت که در آن همه قواعد اصطلاحنامه نویسی با ویژگیهای مورد نیاز آن زمان رعایت شد. هدف روژه ذخیره اطلاعات و نمایه سازی نبود بلکه کمک به افراد برای بیان دقیق افکار خود با استفاده از اصطلاحات اصطلاحنامه بود. قرن بیستم با گسترش فوق العاده علوم و فنون همراه بود و اصطلاحنامه به معنای امروزی از اوایل همین قرن شکل گرفت و علم اصطلاحنامه شناسی و به دنبال آن اصطلاحنامه نگاری گسترش یافت. ( بابایی، 84)
از اوایل قرن بیستم با پیشرفت علم اطلاع رسانی و شواهدی که دلالت بر نارسایی روش های قراردادی بازیابی اطلاعات داشت، اصطلاحنامه به عنوان ابزاری فنی که می توانست با دقت بیشتری اطلاعات مورد نیاز را در هر زمینه بازیابی کند، مورد توجه خاص قرار گرفت. در واقع با تحولی که در سازماندهی اطلاعات به وجود آمد، در فرایند نمایه سازی به ویژه نمایه سازی همارا به کار گرفته شد. ( کاظم پور، اشرفی ریزی، 88)
2-2-16- هدف اصطلاحنامه
اصطلاحنامه بعنوان زبان نمایه سازی برای استفاده در ذخیره و بازیابی اطلاعات دارای هدفهای اساسی و عمده زیر است:
1) ساخت زمینه معینی از دانش را چنان تصویر نماید که هم نمایه ساز و هم جستجوگر بتوانند از پوشش زمینه و ارتباط میان مفاهیم آن یا اندیشه های مربوط به این مفاهیم به خوبی آگاه شوند.
2) با عرضه واژگان استاندارد برای یک زمینه خاص، امکان یکدستی مدخلها را به هنگام نمایه سازی فراهم کند.
3) به کمک نظام ارجاعات، دقیقاً مشخص کند که اولاً از میان مجموعه اصطلاحات برابر، فقط یک اصطلاح برای نمایه سازی یک مفهوم به کار می رود و ثانیاً کدامیک از اصطلاحات به یکدیگر وابسته هستند.
4) با استفاده از رده بندی اصطلاحات در قالب سلسله مراتب امکان دهد به هنگام بازیابی، دامنه جستجو بصورت نظام یافته، قابل تجدید یا گسترش باشد.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید