فهرست
طرح تحقيق5
1-1 مقدمه6
2-1 بيان مساله7
3-1 ضرورت و اهميت تحقيق8
4-1 فرضيات تحقيق9
5-1 اهداف تحقيق10
6-1 روش شناسي طرح10
1-6-1 روش تحقيق10
2-6-1 روش گردآوري اطلاعات و داده ها11
3-6-1 جامعه آماري11
4-6-1 نمونه و روش نمونه گيري12
5-6-1 روش تجزيه و تحليل داده ها12
7-1 محدوديت هاي تحقيق13
8-1 تعريف مفاهيم و واژگان اختصاصي طرح13
9-1 نحوه سازماندهي فصول17
10-1 فرآيند انجام مطالعات محقق در تحقيق حاضر17
مباني نظري تحقيق19
1-2 سير تكاملي مديريت و تفكر استراتژيك20
1-1-2 ظهور استراتژي و تفکر استرتژيک20
2-1-2 استراتژي29
3-1-2 آغاز شيوه برنامه‌ريزي به شکل استراتژيک36
4-1-2 تعريف تفکر استراتژيک45
5-1-2 الگوهاي تفكر استراتژيك78
2-2 مديريت شهري و حرکت به سوي رويکرد استراتژيک94
1-2-2 ظهور برنامه ريزي و مديريت شهري95
2-2-2 مديريت استراتژيک شهري109
3-2-2 مديريت شهري در ايران141
4-2-2 نگاهي به شيوه مديريت شهري ايران (با تأکيد بر شهر تهران)174
5-2-2 نقش رويکرد استراتژيک در مديريت شهر190
6-2-2 مطالعه موردي از تجربيات موفق212
روش شناسي221
1-3 مقدمه222
2-3 جهت گيري پژوهش222
3-3 هدف پژوهش223
4-3 ميزان دخالت محقق در پژوهش224
5-3 محيط پژوهش224
6-3 افق زماني پژوهش224
7-3 فرضيه هاي تحقيق224
8-3 متغيرهاي تحقيق225
9-3 مدل تحليلي تحقيق225
10-3 ابزار گردآوري داده هاي پژوهش226
1-10-3 پرسشنامه227
2-10-3 اسناد و مدارک229
11-3 جامعه آماري230
12-3 نمونه و روش نمونه گيري231
13-3 روش هاي تجزيه و تحليل آماري232
1-13-3 آزمون يکسان بودن پاسخهاي دريافتي در مورد گزينه هاي انتخابي (آزمون نيکويي برازش)233
2-13-3 آزمون فريدمن233
تجزيه و تحليل اطلاعات235
1-4 مقدمه236
2-4 تحليل داده هاي جمعيت شناختي236
1-2-4 توزيع پاسخگويان بر حسب تحصيلات236
2-2-4 توزيع پاسخگويان بر حسب سابقه خدمت236
3-4 تحليل داده هاي تخصصي237
1-3-4 فرضيه اول237
2-3-4 فرضيه دوم243
3-3-4 فرضيه سوم250
4-3-4 تحليل چهار سوال کلي پرسشنامه255
4-4 جمع بندي يافته ها259
نتايج و پيشنهادها261
1-5 نتايج حاصل از نظرات کارشناسان262
2-5 پيشنهادها264
1-2-5 پيشنهادهاي حاصل از متن تحقيق264
2-2-5 پيشنهادهايي براي ساير محققان269
3-5 محدوديت هاي تحقيق269
? پيوستها270
پيوست 1 : پرسشنامه270
منابع و مآخذ:273
الف- منابع فارسي273
ب- منابع لاتين278
فهرست جداول و نمودارها
جدول 1-3226
جدول 2-3229
جدول 3-3232
جدول 1-4236
جدول 2-4236
جدول 3-4238
جدول 4-4239
جدول 5-4242
جدول 6-4244
جدول 7-4245
جدول 8-4250
جدول 9-4251
جدول 10-4252
جدول 11-4254
جدول 12-4256
جدول 13-4257
جدول 14-4258
جدول 15-4259
نمودار 1-232
نمودار 2-245
نمودار 3-260
نمودار 4-262
نمودار 5-274
نمودار 6-278
نمودار 7-2102
نمودار 8-2119
نمودار 9-2171
نمودار 10-2187
نمودار 1-4241
نمودار 2-4248
نمودار 3-4254

طرح تحقيق

1-1 مقدمه
دنياي پيچيده و پر تلاطم امروز با دارا بودن مشخصه هايي چون پيچيدگي، تنوع و تغييرات آني، حوزه هاي مختلف دانش مديريت و تفکر حاکم بر آن را دستخوش تأثير و تغيير قرار داده است. تحولات کنوني تمامي بخش هاي تصميم گيري، برنامه ريزي و سازماندهي را در برگرفته و ديگر مجالي براي ايجاد و اتخاذ تصميمات يکسويه و بلند مدت به تصميم سازان و مديران نخواهد داد.
در چنين شرايطي ورود به حوزه برنامه ريزي و اداره امور شهرها – که پيش از اين نيز جزء جايگاه هاي سخت مديريتي و داراي تعدد مولفه هاي حاکم بر تصميم گيري بوده است – ما را با جنگل انبوه و بي انتهاي متغيرها بيشتر آشنا خواهد کرد. مضاف بر اين، بروز نيازهاي روزافزون و متنوع انساني و اجتماعي، پيچيدگي حوزه هاي تصميم گيري و انتخاب، به همراه تداخل نقش حوزه هاي مختلف فعاليت در فرآيندهاي برنامه ريزي و سازماندهي بر يکديگر، مشکلات مواجهه با اين موقعيت را براي مسئولين و کارشناسان اداره شهرها صد چندان کرده است. مواردي چون جمعيت و تكنولوژي که از مولفه هاي مهم و موثر حاکم بر مديريت شهرهاي امروز هستند در تضاد با يكديگر عمل مي كند و آينده شهرها را رقم مي‌زنند و بحران هاي شهري را پديد مي آورند.
استراتژي و رويکرد استراتژيک به عنوان راه نجات و برون رفت از گره هاي در هم تنيده برنامه ريزي، در سه دهه گذشته، جان تازه اي به مباحث مديريتي داده و توانسته به نحو مطلوبي افسار مسائل کانوني مديريت و تصميم گيري را کشيده و در دست نگه دارد. رويكرد استراتژيك، به عنوان مجموعه اي از مفاهيم، رويه ها و ابزارها، كه به كمك آنها مي توان پديده هاي پيچيده و آشفته و بحراني را در شرايط عدم اطمينان به درستي هدايت كرد، نويد بخش عصري جديد در مديريت شهري است چرا که ساماندهي و هدايت شهرها روشي خلاق، انعطاف پذير و عملياتي و فراگير و مدبرانه را طلب مي کند. در حالي كه مفهوم “جامع” براي سازماندهي و هدايت شهري از روش عقلايي، محافظه كارانه، بلندمدت و ثابت و با پيش بيني خوش بينانه شرايط آينده بهره مي جست.
فراتر از اين بحث، هنگامي كه نگرش استراتژيك به عنوان نوعي رويكرد به گزاره مديريت و برنامه ريزي افزوده مي‌شود (هم به معني روش هم به معني نگرش)، شيوه مديريت و برنامه ريزي به كلي دگرگون مي‌گردد و حتي تحول ساختاري سازمان مديريت شهري منتج مي شود. اين امري است كه با سرشت پوياي جوامع پيچيده شهري در امواج تحول عصر حاضر، يا به بياني ديگر وضعيت هاي بحراني و عدم اطمينان و پيش بيني ناپذيري تناسب نظري و عملي دارد.
طي ساليان اخير با صعود رويکرد جديد از برنامه ريزي و مديريت استراتژيک به تفکر استراتژيک يا همان کل نگر، شاهد بهبود چشمگيري در اتخاذ ديدگاه هاي درست و نيل دقيق تر به اهداف هستيم. حوزه مديريت شهري نيز از اين رشد بي بهره نبوده و گفتمان هاي جديدي که بر مبناي تفکر استراتژيک در امور اداره شهري شکل گرفته، به ياري مديران و مسئولين شهرها و چه بسا کشورها مي روند.
در کشور ما نيز اتخاذ رويکردها و نقطه نظرات درست و بجا بر اساس پارادايم هاي روزآمد جهاني و رو به رشد کنوني، مدد رسان مديران و تصميم سازان در زمينه هاي کاري پيش روي ايشان خواهد بود. موفقيت برنامه ريزان و مديران شهري ايران مستلزم اعمال تعديلاتي در نگرش ها و روش هاي موجود مي باشد که علاوه بر نگاه کلان و با لحاظ کردن تمامي گزاره مداخله گر در بخش هاي مختلف مديريت شهر، بايستي آنها را با ساختارهاي بومي و محلي انطباق داد؛ يا برعكس، ساختارها را با روش همساز ساخت.

2-1 بيان مساله
امروزه تفكر استراتژيك و در ادامه آن برنامه ريزي استراتژيك به عنوان يكي از نگاه‌ها و شيوه‌هاي نوين مديريت در جهان شناخته شده‌اند، كه توجه به نگاه‌هاي كلان، آينده نگر و بلند مدت در تمامي اركان آن به چشم مي‌خورد. لذا بايستي با توجه به روند فزآينده گرايش به شهرنشيني و توسعه كلان شهرها كه لزوم طرح ريزي كالبدي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي را دوچندان كرده، بلكه طراحي مديريت يكپارچه شهري را غير قابل اجتناب مي‌سازد.
با توجه به اينكه مؤلفه‌هاي زيادي بر مديريت شهر حاكم بوده و از سال‌هاي گذشته شهر تهران بدون برنامه‌اي با لحاظ كردن تمامي مؤلفه‌هاي استراتژيكي لازم، دچار سردرگمي در طراحي و برنامه ريزي كلان شده است. لذا در اين تحقيق سعي بر آن است تا نقش تمامي محورهاي پنج گانه تفكر استراتژيك در جهت بهينه سازي و مديريت جامع شهرها با تأكيد بر اداره شهر تهران و نحوه ظهور و بروز اين تفكر در برنامه ريزي‌ها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.
بنابراين مساله اصلي اين است که تفكر استراتژيك در مديران چه تأثيري بر اداره شهر دارد؟ با به عبارت بهتر با تغيير رويکرد از برنامه ريزي جامع و تفکر سنتي به برنامه ريزي استراتژيک و تفکر استراتژيک شاهد تأثير مطلوبي بر طرح ريزي شهر خواهيم بود يا نه؟ آيا کل نگري و لحاظ تمامي مولفه ها در مديريت شهر – با حفظ اصول تفکر منطقي و استراتژيک – راه حل بازگشايي گره هاي کور شهرها خواهد بود؟
لذا حدود مسأله در اين تحقيق تمامي شئون تصميم گيري و مديريتي شهري – با تأکيد بر شهر تهران – است. تا آنجايي که از تغيير در ديدگاه ها و طراحي چشم اندازها تا نحوه انتقال آنها به حوزه اجرايي و عرصه عملياتي شهر، چگونه تأثير گذار خواهد بود؟

3-1 ضرورت و اهميت تحقيق
در سال هاي اخير با توجه به رشد بي رويه شهر تهران از نظر جمعيتي و به تبع آن نياز به طراحي راهکارهايي براي حفظ سلامت شهروندان، حمل و نقل، ساخت و ساز و سرمايه گذاري عمراني، ديگر نمي توان به رويکردهاي سنتي و يا برنامه ريزي جامع شهري دلخوش بود. چرا که اگر چنين راهکارهايي توانايي پاسخگويي به نيازهاي روزافزون و پيچيده محيطي را داشت، تهران را به ورطه مشکلات امروز خود نمي انداخت.
در جستجو به دنبال راه حلي براي رفع معضلات کلانِ شهر از قبيل تعارضات حوزه هاي مختلف شهري مانند جمعيت، توسعه پايدار و تکنولوژي که منتج به آلودگي شديد هوا و وارد آمدن فشار رواني شديد به شهروندان شده است هستيم. مي توان گفت وجود مواردي چون:
* وجود نگاه فني و متکي بر نرخ روندها در طرح جامع شهر تهران
* عدم تصويب برنامه استراتژيک شهر تهران تاکنون
* موازي کاري در انجام برنامه ها و تقسيم وظايف
* عدم وجود نگاه يکپارچه در بررسي شئون مختلف شهري
* عدم وجود فرهنگ مشارکت و مديريت مشارکتي در شهر تهران
* اجراي برنامه هاي کلان و پر هزينه که با روح شهر و فرهنگ شهري بي ارتباط و بعضاً متضاد هستند
ناشي از ديد غير استراتژيک و يا فراگير نبودن آن، در مديريت شهر تهران مي باشد و راه حلي مديريتي و سيستمي براي حل اين مشکل در توسعه تفکر استراتژيک و قابليت هاي آن در برنامه ريزي و طراحي خواهد بود.
پس نتايج اين تحقيق ميتواند مديران شهر تهران را به سوي نگاهي يکپارچه و کل نگر رهنمون سازد. مضاف بر اين در طراحي برنامه ها و ساز و کارهايي منطبق بر روح و فرهنگ شهر نيز ياري رسان خواهد بود.

4-1 فرضيات تحقيق
سوال اصلي اين تحقيق اين است: ” تفكر استراتژيك در مديران چه تأثيري بر اداره شهر (با تأكيد بر شهر تهران) دارد.”
بر اين اساس فرضيات تحقيق عبارتند از:
1. تفكر استراتژيك در مديريت شهري مديران شهر تهران باعث كارا شدن مديريت ايشان مي‌شود.
2. اثربخشي فعاليت‌هاي اداره شهر تهران با نگاه استراتژيك بالا مي‌رود.
3. رعايت محورهاي پنج گانه تفكر استراتژيك، طراحي شهر را كارآمدتر مي‌كند.
5-1 اهداف تحقيق
اين پژوهش از نظر جهت‌گيري كاربردي و از نظر پژوهشي توصيفي است. در واقع اين تحقيق شامل تشريح و توصيف جنبه‌هاي مختلف تفكر استراتژيك و تأثير پنج محور اصلي آن در اداره و طراحي شهرها (با تأكيد بر كلان شهر تهران) مي‌باشد. در نهايت مي‌خواهيم نقش تفكر استراتژيك را در طراحي و اداره شهر يافته و آن را با مدل‌هاي سنتي و كالبدي مقايسه كنيم که نتايج زير از نخستين دستاوردهاي آن خواهند بود.
* تسريع و تسهيل در اداره و امور مديريتي شهرها
* تغيير نگرش مديران شهري در طراحي بهتر شهرها
6-1 روش شناسي طرح
1-6-1 روش تحقيق
روش تحقيق، روش اجراي تحقيق است که مشخص ميکند براي بررسي موضوع از چه روشي استفاده ميکنيم. انتخاب روش تحقيق به هدفهاي تحقيق، ماهيت موضوع پژوهش و امکانات اجراي آن بستگي دارد. به عبارت ديگر هدف ‏از انتخاب روش تحقيق آن است كه محقق مشخص نمايد چه شيوه و روشي اتخاذ كند تا او ‏را هر چه دقيق‌تر، آسانتر، سريع‌تر و ارزان‌تر در دستيابي به پاسخ‌ يا پاسخ هايي براي پرسش ‏يا پرسش‌ها و مساله تحقيقي مورد نظر كمك كند. در اين پژوهش از روش تحقيق توصيفي و پيمايشي استفاده ميشود.
تحقيق توصيفي آنچه را که هست و تفسير ميکند و به شرايط و روابط موجود، عقايد متداول، فرآيندهاي جاري، آثار مشهود يا روندهاي در حال گسترش توجه دارد. تمرکز آن در درجه اول بر زمان حال است، هرچند غالبا رويدادها و آثار گذشته را نيز که به شرايط موجود مربوط ميشوند مورد بررسي قرار ميدهد. (خاکي؛ 1386، 210)
در تحقيقات توصيفي محقق به دنبال چگونه بودن موضوع است و مي خواهد بداند، پديده، متغير، شيء يا مطلب چگونه است. به عبارت ديگر، اين تحقيق وضع موجود را بررسي ميکند و به توصيف منظم و نظامدار وضعيت فعلي آن مي پردازد و ويژگي ها و صفات آن را مطالعه و در صورت لزوم ارتباط بين متغيرها را بررسي مي نمايد. (حافظ نيا؛1383: 58)
به دليل آنکه از پرسشنامه براي گردآوري اطلاعات استفاده مي شود، اين تحقيق پيمايشي ميباشد.

2-6-1 روش گردآوري اطلاعات و دادهها
در اين پژوهش براي گردآوري اطلاعات از دو روش استفاده شده است:
الف- بررسي کتابخانهاي (کتابها، نشريات و اينترنت)
ب‌- پرسشنامه
محقق به دلايل ذيل علاقمند به استفاده از روش هاي فوق بوده است:
الف- با مطالعه سوابق و مطالعات انجام شده در اين زمينه و استفاده از نشريات و مقالات موجود و نيز تحقيقات انجام شده در اين زمينه ميتوانيم به جامعه آماري دست پيدا کنيم که نتايج حاصل از آن در بررسي فرضيهها محقق را ياري مينمايد.
ب- پرسشنامه به محقق کمک ميکند تا وضعيت نگرش افراد نسبت به يک واقعيت از طريق آن ارزيابي شود. پرسشنامه يکي از متداولترين ابزارهاي جمع آوري اطلاعات در تحقيقات پيمايشي (از جمله اين تحقيق) مي باشد.

3-6-1 جامعه آماري
جامعه آماري عبارت است از مجموعهاي از افراد يا واحدها که حداقل داراي يک صفت مشترک باشند.
جامعه آماري اين پژوهش شامل كارشناسان و مديران سازمان‌هاي مرتبط با اداره شهر تهران هستند. مهمترين آنها وزارت كشور، سازمان شهرداري‌ها، شهرداري تهران، استانداري و فرمانداري تهران، نيروي انتظامي، شوراي شهر و متخصصان حرفه‌اي حوزه مديريت شهري شهري مي باشند که به صورت مستقيم و غير مستقيم در جهت گيري هاي آينده، تصميم سازي و اداره شهر دخيل مي باشند.

4-6-1 نمونه و روش نمونهگيري
نمونه عبارت است از مجموعهاي از نشانهها که از يک قسمت، يک گروه يا جامعهاي بزرگتر انتخاب ميشود، بهطوريکه اين مجموعه معرف کيفيات و ويژگيهاي آن قسمت، گروه يا جامعه بزرگتر باشد. نمونهگيري فرآيندي است که طي آن تعدادي از واحدها بهگونهاي برگزيده ميشوند که معرف جامعه بزرگتري که از آن انتخاب شدهاند باشند. (خاکي؛ 1386، 272)
نمونه گيري يعني انتخاب تعدادي از افراد، حوادث و اشياء از يک جامعه تعريف شده به عنوان نماينده آن جامعه. (دلاور؛ 1371، 147)
با لحاظ اينکه جامعه آماري اين پژوهش محدود به کارشناسان شهرداري و مديريت شهري و سازمانهاي تابعه آن و همچنين سازمان هاي دخيل در اداره شهر تهران (مانند شوراي شهر) است، لذا پژوهشگر سعي مينمايد که به اکثر آنها مراجعه کند و با استفاده از روش نمونه گيري خوشه‌اي (در تمامي بخش‌ها به تعداد نسبت در جامعه، كارشناسان انتخاب مي‌شوند) سنجش مناسبي از جامعه آماري خود داشته باشد.

5-6-1 روش تجزيه و تحليل دادهها
هر تکنيک آماري مناسب دادههايي است که فقط در سطح معيني اندازهگيري شده است. پژوهشگر پيش از آنکه تصميم بگيرد که دادههاي خود را چگونه تحليل کند بايد بتواند معين کند که اين دادهها از چه نوعي است و از طرفي فنوني که براي سازمان دادن، خلاصه کردن و نمايش دادهها بکار ميرود بستگي به سطح اندازهگيري متغيرها دارد. (خاکي، 1386، 320)
در اين پژوهش براي آزمون فرضيهها از روشهاي موجود در آمار توصيفي و استنباطي استفاده ميگردد. دادههايي که از پرسشنامهها جمعآوري ميشود، در جدولهاي آماري خلاصه گرديده و پس از توصيف مشخصههاي نمونه مورد بررسي و طبقهبندي و خلاصهسازي دادههاي مربوط، آمارههاي نمونه محاسبه ميشود و سپس نسبت به برآورد پارامترهاي جامعه مورد بررسي اقدام ميگردد.
به دليل آنكه لازم است سوالات پرسشنامه در سطح مقياس ترتيبي بر اساس مقياس ليكرت در نظر گرفته شود. لذا براي تجزيه و تحليل از روش‌هاي آماري ناپارامتري استفاده خواهد شد. كه بنا به طراحي پرسشنامه در ادامه كار مشخص خواهد شد اما آزمون نيكويي برازش حتمي خواهد بود.

7-1 محدوديتهاي تحقيق
1. کمبود منابع علمي معتبر در رابطه با موضوع مورد تحقيق به دليل تازگي و کمبود پژوهشهاي علمي انجام شده در داخل کشور.
2. پراکندگي و کثرت جامعه مورد مطالعه که شامل همه سازمانهاي درگير با مديريت تهران ميباشند.
3. بروکراسي اداري که نتيجه آن اتلاف زمان و طولاني شدن تحقيق ميباشد.
8-1 تعريف مفاهيم و واژگان اختصاصي طرح
? استراتژي1:
در زبان فارسي به استراتژي “سوق الجيش” و “راهبرد” گفته مي شود که به مفهوم هنر سرداري يا سپهسالاري است. (پهلوانيان، حسين، 1387، ص14) استراتژي برنامه، موضع، الگوي رفتاري، پرسپکتيو، سياست يا تصميمي است که سمت و سوي ديدگاه‌ها و جهت حرکت سازمان را نشان مي‌دهد. استراتژي مي‌تواند تحت سطوح سازماني ، وظايف و محدوده زماني متفاوت تعريف شود. (رشد، مرداد1390)
استراتژي را به صورت خيلي ساده به عنوان رساندن سازمان(از اينجا به آنجا) تعريف ميکنند. يک استراتژي، اغلب چارچوب يا طرحي است در مورد نحوه ساخت چيزي يا رخ دادن واقعه اي. (پهلوانيان، حسين، 1387، ص42)
? تفكر استراتژيك2:
در مورد تفکر استراتژيک تعاريف زيادي وجود دارد. هر يک از تعاريف از منظري به اين موضوع نگريسته اند که با يکديگر تفاوت هاي زيادي دارند. (ناظمي و جعفرياني، 1389، ص1) اما در نهايت در ادبيات مديريت استراتژيک بر چيزي که تفکر استراتژيک خوانده مي شود توافق و سازش چنداني وجود ندارد. (کلا سنگياني، 1386، ص 2)
اگرچه همه اين تعاريف در جاي خود ارزشمند هستند اما شايد بتوان ادعا کرد که ديدگاه هنري مينتزبرگ، تعريف هراکلئوس و گري هامل جامع تر از ساير تعاريف باشد. هنري مينتزبرگ به عنوان يکي از پيشروان در زمينه مديريت استراتژيک در توضيح تفاوت بين برنامه ريزي و تفکر استراتژيک عنوان مي دارد که برنامه ريزي استراتژيک ، برنامه ريزي نظام گرايي از استراتژي هاي از پيش مشخص شده است که از درون آن برنامه عملي بيرون مي آيد، در حالي که تفکر استراتژيک، فرايندي ترکيبي از شم و خلاقيت است که خروجي آن يک ديد يکپارچه نسبت به سازمان است و هر يک از اين اصطلاحات بر مرحله اي متفاوت در فرايند توسعه و طراحي استراتژي توجه دارند. شبيه اين تعبير، توسط گري هامل ذکر شده است که وي رويکرد سنتي به برنامه ريزي را به عنوان فرم پر کردن مي داند و تفکر استراتژيک را “هنر ساخت و بنا کردن استراتژي” يا به عبارتي معماري هنرمندانه استراتژي برمبناي خلاقيت و فهم كسب و كار توصيف مي كند . (ناظمي و جعفرياني، 1389، ص16)
به طور کلي، مي توان گفت که تفکر استراتژيک در برگيرنده فکر کردن و عمل کردن در تحت شرايط مشخص، به چالش کشيدن فرضيه ها و گزينه هاي عملي موجود و در نهايت ارائه فرضيه ها و گزينه هاي جديد و مناسب تر مي باشد.
? برنامه ريزي استراتژيك3:
برنامه‌ريزي استراتژيک گونه‌اي از برنامه‌ريزي است که در آن هدف، تعريف و تدوين استراتژي‌هاست. از آنجايي که استراتژي مي‌تواند عمر کوتاه يا بلند داشته باشد برنامه‌ريزي استراتژيک مي‌تواند برنامه‌ريزي بلند‌مدت يا کوتاه‌مدت باشد اما رويکردي متفاوت دارد. (رشد، مرداد1390)
هر دو واژه تفکر استراتژيک و برنامه ريزي استراتژيک از متن ادبيات مديرت استراتژيک استخراج شده اند. يکي از اصلي ترين مشکلاتي که در اين زمينه وجود دارد اين است که جايگاه تفکر استراتژيک در برنامه ريزي استراتژيک و مديريت استراتژيک کماکان مبهم است . بسياري از نظريه پردازان و کارگزاران عرصه مديريت از تفکيک اين دو مفهوم عاجز مانده اند. دليل اين امر کاملا مشخص است؛ زيرا همانطور که ذکر شد هنوز براي تفکر استراتژيک جايگاه روشني در ارتباط با برنامه ريزي استراتژيک تعريف نشده است. (ناظمي و جعفرياني، 1389، ص17)
? شهر4:
طي دهه هاي اخير از سوي انديشمندان علوم جغرافيا، جامعه شناسي،اقتصاد، جمعيت شناسي و برخي علوم ديگر، تعاريف متعددي از شهر ارائه شده است و جامعه‌شناسان شهر را محل تمرکز جمعيت، ابزار توليد، سرمايه، نيازها و احتياجات و غيره مي دانند که تقسيم کار اجتماعي نيز در آنجا صورت گرفته است. جغرافي دانان ، شهر را منظره‌اي مصنوعي از خيابانها، ساختمانها، دستگاهها و بناهايي مي دانند که زندگي شهري را امکان‌پذير مي‌سازد.
مورخان شهر را با توجه به قدمت آن تعريف مي کنند و از نظر اقتصاددانان، شهر به جايي اطلاق مي شود که معيشت غالب ساکنان آن بر پايه کشاورزي نباشد. جمعيت شناسان نيز تعداد جمعيت يک نقطه را، ملاک شهري بودن آن نقطه مي دانند. در ايران، جايي که به طور رسمي شهر شناخته شده است، طي سرشماري هاي 1335 الي 1375 متفاوت بوده است.
در سرشماري سال 1365 دارا بودن جمعيت 000/5 نفر از تعريف حذف شده است و شهر به جايي اطلاق شده است که در زمان سرشماري داراي شهرداري باشد. اين تغيير با توجه به تعريف شهر در قانون جديد تقسيمات کشوري ايجاد شد که در آن کليه نقاط داراي شهرداري در زمان تصويب قانون را شهر دانسته و ايجاد شهرداري در نقطه اي ديگر را در آينده موکول به داشتن حداقل 000/10 نفر جمعيت نموده است. در سرشماري سال 1375 نيز اين تعريف، يعني دارا بودن شهرداري، ملاک تفکيک شهر از روستا شده است. (بيگي، 1388، ص11)
? كلانشهر:
تعاريف متفاوتي از كلانشهر ارائه شده است، بهگونهاي كه به جنبههاي مختلف آن پرداخته شده است. منظور از كلانشهر در ايران، شهرهاي با بيش از يك ميليون نفر جمعيت است که شامل هشت شهر است. (بيگي، 1388، ص11)
? مديريت شهري5:
مديريت شهري از تنوع و تاحدودي ابهام مفهومي برخوردار است. گاه مديريت شهري همان اجراي سياست يا مديريت عمومي در عرصه شهر تلقي شده و زماني ديگر به کليه فعاليتهايي اطلاق شده است که براي نيل به توسعه شهر انجام ميشود. از نظر UNCHS مديريت شهري بهطور کلي بهعنوان الگويي براي مديريت و توسعه سکونتگاههاي شهري، اعم از شهرهاي کوچک و بزرگ و مادرشهرها مطرح ميشود و همه بازيگران فعال در امور شهري نظير شرکتهاي خصوصي، مجامع غيردولتي (NGO)، مجامع مدني و ديگر افراد وگروههايي که در شهر، کار و زندگي ميکنند را در برميگيرد.
نظام مديريت شهري از ديدگاه سيستمي عبارت است از يک سازمان گسترده متشکل از تمام عناصر و اجزاي رسمي و غيررسمي ذيربط و موثر در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي و کالبدي حيات شهر با هدف اداره، هدايت، کنترل و توسعه همهجانبه و پايدار شهر مربوطه. (کاظميان و سعيدي رضواني؛ 1382، 56-52)
? طرح ريزي شهر:
عبارت از مطالعه کيفيت فضاها، کيفيت فيزيکي طرح ها، ارايه طرح هاي فيزيکي از فضاها و شناخت کيفيت فيزيکي شهري. بوجود آوردن مجموعه هاي فيزيکي است که در آن بيشتر به کيفيت فضاها و کيفيت فيزيکي طرح ها توجه مي شود. هدف طرح ريزي شهري جستجوي کيفيات زيبايي بصري از فرم شهري است که بر اساس مصرف اراضي پيش بيني شده در برنامه ريزي شهري قرار دارد. سياست هايي را که شهرداري ها در رابطه با ضوابط ساختماني شهر اعمال مي نمايند، مي توان جزئي از طرح ريزي شهري دانست. طرح ريزي شهري بيشتر با عوامل زيبايي شهري سروکار دارد. (UMIC)
9-1 نحوه سازماندهي فصول
در اين تحقيق، کليه مطالب در پنج فصل مجزا به شکل زير سازماندهي شده است:
در فصل يک کليات تحقيق مطرح شده است و بخشهاي عمده آن عبارتند از: بيان مسئله، اهميت موضوع، اهداف تحقيق، فرضيهها، روش تحقيق، روشهاي گردآوري اطلاعات، محدوديتها و تعريف واژگان تخصصي.
در فصل دوم به مرور مباني نظري و ادبيات تحقيق پرداخته شده است.
در فصل سوم به بررسي روش تحقيق پرداخته شده است و در آن مباحثي چون جامعه آماري، روش نمونهگيري ابزار جمعآوري اطلاعات و روش تجزيه و تحليل اطلاعات به تفصيل توضيح داده شده است.
فصل چهارم شامل يافتههاي تحقيق و تجزيه و تحليل آنهاست.
در فصل پنجم نيز به نتيجهگيري و ارائه پيشنهادها پرداخته شده است که شامل پيشنهادهاي مرتبط با فرضيات، پيشنهادهاي جانبي و برخي از پيشنهادهاي کارشناسان مرتبط ميباشد.

10-1 فرآيند انجام مطالعات محقق در تحقيق حاضر
با توجه به اهداف تحقيق، محقق ابتدا به مطالعه مباني تحقيق پرداخت و در اين راستا منابع فارسي و لاتين مورد مطالعه قرار گرفت.
مطالعات در دو جهت اصلي ادامه يافت؛ “مطالعه سوابق داخل کشور” و “مطالعه سوابق و تجربيات ساير کشورها”. مطالعه سوابق داخل کشور با رجوع به قوانين و مصوبات، طرحهاي پيشنهادي توسط سازمانهاي مختلف و مقالات و جرايد منتشر شده صورت گرفت. مطالعه سوابق و تجربيات ساير کشورها با استفاده از منابع اينترنتي و مقالات منتشر شده در اين زمينه، بررسي گرديد. براي دستيابي به نتايج بهتر، سوالاتي در قالب پرسشنامه بين کارشناسان سازمانهاي مربوط با اداره شهر توزيع شد. سپس به تجزيه و تحليل اطلاعات بدست آمده پرداخته شد و در نهايت از تجزيه و تحليل اطلاعات نتيجهگيري شده و پيشنهاداتي ارائه گرديد.

مباني نظري تحقيق

1-2 سير تكاملي مديريت و تفكر استراتژيك
1-1-2 ظهور استراتژي و تفکر استرتژيک
1-1-1-2 نگرشي نو
براي آغاز بحث در مورد ظهور و بسط رويکرد و تفکر استراتژيک، ابتدا بايد قدري پيرامون بستر شکل گيري اين ديدگاه و نحوه حرکت به سمت آن تعمق کرد. اينکه نياز به تغيير و تحول در باورها چه نقشي را در طي اين مسير ايفا کرده و يا سبک تفکر و دانش حاکم بر اداره جوامع و سازمان ها چه کمبودهايي را تجربه کرده است.
نياز به دميدن هوايي تازه در فضاي مديريت پيش رو و ظهور افکار و ايده هاي نو، نقطه آغاز تحول است. آنچه که بيش از همه مانع نوانديشي ميشود، نه کمبود تکنيک و روشهاي هوشمندانه است بلکه افکار و باورهاي کهنه و تاريخ مصرف گذشته است. اينها بيهيچ زيربناي عملي و يا ژنتيکي همچون حقايقي خدشهناپذير از نسلي به نسل ديگر منتقل ميشوند. (کياني، 1389، ص 40) بايد آموخت و باور کرد که دانش و باورهايمان اگر هم درست باشند تاريخ مصرف دارند. مارک تواين ميگويد: “علت بروز مشکلات، ناداني افراد نيست بلکه بيشتر دانستههايي است که حقيقت ندارند”. با پيشفرضهاي غلط نميتوان به راهحل درست رسيد. اينشتين معتقد است که: “مسايل اساسي پيش روي ما، در همان دستگاه تفکر که ايجاد شدهاند قابل حل نيستند”. يک ضرب‌المثل نيز ميگويد: “اگر دو راه پيش روي شماست راه سوم را برگزينيد”. اين بدان معناست که در دستگاه فکري حاضر بيش از دو راه نمييابيد ولي با تغيير برخي از پيش فرضهايتان چه بسا به راهحلهاي ديگري نيز دست يابيد. (همان، ص 43)
ظهور استراتژي و برنامه ريزي استراتژيک6 در مراحل اوليه اگرچه براي بسياري از موانع و سردرگمي ها راه حل هاي مناسبي ارائه نمود، اما همه ماجرا نبود. با وجود تمام برنامه ريزي هاي دقيق نياز به نگاه هاي نو و کلان نگر هنوز احساس مي شد. مزيت تفکر استراتژيک نيز در به عرصه رساندن ايه هاي نو با شکست دستگاه فکري حاضر و نمايان کردن چشم اندازهاي جديد و صحيح براي سازمان با توجه به محيط پيراموني آن است. كنشگران استراتژيك با ايجاد چشم انداز7 صحيح به حركت در آوردن سازمان در راستاي آن، موفقيت را در ابعاد سهم بازار و خلق ثروت (براي خود، سازمان و جامعه) تجربه مي كنند و اين در حالي است كه توانمندي دانشمندان استراتژي صرفاً در تبيين چگونگي اين موفقيت تجلي مي يابد. (غفاريان و کياني، 1389، ص 16) چشم انداز راه دستيابي به مزيت هاي رقابتي را نشان مي دهد و سازمان را قادر مي سازد تا در مقابل تحولات و پديده هاي نو ظهور به درستي عمل نمايد. در ايجاد چشم انداز بيش از داده هاي سخت و كمي، داده هاي نرم و كيفي نقش داشته و ايده هاي خلاقانه، فهم و بصيرت از محيط كسب وكار و قابليت هاي ادراكي دورنمايه هاي اصلي كار هستند.
چشم انداز علاوه بر راستاي حركت، انگيزه حركت نيز ايجاد مي كند. تعهد كاركنان سازمان به يك چشم انداز حقيقي و استراتژي مرتبط با آن از جاذبه “حقيقت” سرچشمه مي گيرد. آنتوني سن اكسوپري (A.S.Exupery) مي گويد: “اگر مي خواهيد كشتي بسازيد لازم نيست مردم را فراخوان كنيد، چوب گرد آوريد و براي هر كس وظيفه اي مشخص سازيد، كافي است به آنها عظمت بي پايان دريا را نشان دهيد.” بدين ترتيب چشم انداز به صورت يك آرمان مشترك، سازمان را يكپارچه و “هم انگيزه” مي سازد. (غفاريان و کياني، 1389، ص 54)
كليد مسأله در توجه بيشتر به توسعه “ديدگاه ها و نگرش” مديران نهفته است. اشكال اساسي مباحث آموزشي (به شيوه اي كه ما آن را دنبال مي كنيم) در اين است كه روش ها و برنامه هاي موجود عمدتاً متوجه “دانش افزايي” است، در حاليكه تغيير رفتار و شيوه تفكر مديران به توسعه “ديدگاه و نگرش” آنان نياز دارد. اين تفاوت دقيقاً همان فاصله اي است كه “تفكر” استراتژيك را از “برنامه ريزي” استراتژيك متمايز مي سازد. (همان، ص 17) توجه کافي به احوال پديدهها به ما بصيرت و فهم ميدهد و اين بهترين راه براي توسعه ظرفيت تفکر استراتژيک است. رابطه ادراکي ما با پديدهها به دو شکل صورت ميگيرد. نخست رابطه مبتني بر کسب دانش و دوم رابطه مبتني بر کسب فهم.
آنزمان که به تجزيه و تحليل پديده يا يک سيستم ميپردازيم و تمرکز مشاهداتمان بر اجزاي سيستم است و ما دانشمان را در مورد پديده توسعه ميدهيم. هنگامي که ما پديده را در ارتباط با ديگر سيستمها و پديدههاي اطرافش بررسي ميکنيم و به دنبال کشف رابطه بين آنها ميباشيم در اينصورت ما به فهم خود ميافزاييم. به عنوان مثال اگر از مشاهداتمان در مورد يک اتومبيل در خيابان از مرز اتومبيل به داخل آن رفته و به آگاهيمان بيافزاييم مثلاً اين که اين نوع اتومبيل چه امکاناتي دارد و يا چگونه کار ميکند، به دانشمان افزودهايم. ولي اگر مشاهداتمان از مرز اتومبيل به بيرون از آن متمرکز شود و رابطه آنرا با جاده، با ترافيک و يا با سيستم حمل و نقل شهر مورد دقت و بررسي قرار دهيم فهم خود را توسعه دادهايم. دانش از تجزيه سيستم و فهم از تجميع سيستم با سيستم بالاسري و يا ديگر سيستمها حاصل ميشود. دانش با “چگونگي” و فهم با “چرايي” پديده سروکار دارد. دانش به کار مديريت سيستم و فهم به کار رهبري سيستم ميآيد. دانش با کارايي و فهم با اثربخشي سيستم سروکار دارد. دانش، دانشمند ميسازد و فهم انديشمند. (کياني، 1389، ص 60 و 61)
باتوجه به دو حوزه ادراکي متفاوت ياد شده در انسان، بايد به اين نکته نيز توجه داشت که تفکر استراتژيک از نوع فهم است؛ فهم شرايط، فهم قواعد بازي، فهم فرصتها، فهم مقصدي که سازمان قصد آن را کرده است، فهم موضوعهاي اساسي. (همان، ص 62)

2-1-1-2 تاريخچه
بيش از نيم قرن است که دانشمندان صحنه استراتژي درباره اين مفهوم مينويسند و زواياي جديدي از آن را روشن ميسازند. اين در حالي است که يک طرف بر ژرفا و گستردگي مفهوم استراتژي دلالت ميکند و از طرفي ديگر نشان از گسترش ديدگاه انسان در فهم معناي استراتژي دارد. (کياني، 1389، ص 19) با آنکه واژه استراتژي يوناني است و زادگاه آن طبعا بايد مغرب زمين باشد اما با پژوهشي در تاريخ نظامي و اجتماعي مشرق زمين (ايران و چين) مي توان ادعا کرد که زادگاه استراتژي به مفهوم رزم آوري در اين خطه از عالم است و از اينجا به اروپا و ساير نقاط جهان راه يافته است. بهترين نمونه، نبرد ترموپيل بين ايران و يونان باستان است که با پيروزي ايرانيان خاتمه پذيرفت. جنگ هاي ايران با امپراطوري روم و عثماني نيز مي تواند شاهد خوبي بر اين ادعا باشد. (پهلوانيان، 1387، ص14)
با غروب تمدن صنعتي و تمدن نويني با ويژگي هاي بسيار متفاوت يعني جامعه فرا صنعتي ظهور کرد. نگاه ها از درون سازمان به سمت محيط رفت. مفاهيم جديدي از محيط نظير؛ محيط سياسي، اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و از همه مهم تر تکنولوژيکي در ادبيات سازمان و مديريت مطرح شدند. نيروهاي رقابتي کانون توجه سازمان ها قرار گرفتند رقابت و تشديد آن در عرصه کسب و کار به نوبه خود نقش بسيار زيادي در توسعه مفاهيم جديدي همچون کيفيت و بهروه وري، اثربخشي، ارضا نيازهاي مشتري و… ايفاكرد. همزمان با تحولات دنياي تجربي، مفاهيم نويني در عرصه مديريت مطرح شد که يکي از ناب ترين آنها که به سرعت به درون سازمان ها راه يافت و تا اندازه اي به آنها در رويارويي با تحولات محيطي کمک کرد، استراتژي بود. مينتزبرگ بيان مي کند: وقتي مفهوم استراتژي در اواسط دهه 1960به ادبيات مديريت راه يافت، مديران و رهبران سازمان ها آنرا به عنوان بهترين راه کسب مزيت هاي رقابتي با آغوش باز پذيرا شدند. (ناظمي و جعفرياني، 1389، ص7)
جنگ جهاني دوم ميدان آزموني براي متفکران استراتژي دوران بود زيرا اين جنگ حقيقتا جنگي بود که مستقيم وغير مستقيم کليه کشورها و قاره ها را در بر گرفت و طي آن تدابير يک جنگ تمام عيار اعم از اقدام هاي سياسي، جنگ هاي اقتصادي، رواني و ژئوپوليتکي با علم و عمليات نظامي در هم آميخت. (پهلوانيان، 1387، ص19) به عنوان نمونه استراتژي فرانسوي به جاي آنکه به جبران ضعف مادي کشور در مقابل آلمان براي افزايش قدرت ارتش و مخابرات تلاش کنند، به روحيه وشجاعت فردي توجه بيشتري مبذول داشتند. تجسم فردي از جان گذشتگي را مي توان در شخص “مارشال فوش” و عمليات نظامي او در روزهاي مصيبت بار ارتش فرانسه در اوايل جنگ جهاني اول مشاهده کرد. وي در پيامي به “ژوفره” در سپتامبر 1914 چنين گزارش داد: “جبهه مرکزي سپاه من در حال فروپاشي است، جناح راست من در حال عقب نشيني است، موقعيت عالي است حمله خواهيم کرد”. (پهلوانيان، 1387، ص16) در مقابل آلمان به عوامل جغرافيايي توجه بيشتري مي کرد. نظريه پردازان آلماني به ويژه ژنرال “فون اشليفن” رئيس ستاد ارتش آلمان معتقد بودند که نتيجه جنگ را حرکات اوليه آن تعيين مي کند. (پهلوانيان، 1387، ص17) ازتجربيات جنگ جهاني دوم اين نتيجه حاصل شد که در جنگ هاي جديد براي عمليات موثر و موفقيت آميز از همه چيز اعم از علم و تکنولوژي و ديپلماسي و روانشناسي بايد بهره برداري شود. با اين تحولات استراتژي از چارچوب نظامي صرف خارج شد و به استراتژي بزرگ در روابط بين الملل مبدل گرديد. (پهلوانيان، 1387، ص19)
بيش از 50 سال پيش، استراتژي بخشي از دروس عمومي مديريت در مدرسه بازرگاني هاروارد و سپس ديگر مدارس بازرگاني بود. چه در دانشگاه و چه در محيط کار، استراتژي مهمترين وظيفه مديرعامل بهشمار ميرفت. اندروز در سال 1963 ابزار کارآمدي را به دانشجويان مدرسه بازرگاني هاروارد درس داد اين تکنيک جادويي صحبت از ايجاد تعادل بين درون و بيرون سازمان ميکرد. (کياني، 1389، ص 25) اين ابزار پر سروصدا که شايد اولين تکنيک مهم استراتژي به حساب آيد به تحليل سوات (SWOT) معروف شد. (کياني، 1389، ص 26)
اساتيد مدرسه بازرگاني هاروارد به ويژه در کنار اساتيد ساير مدارس بازرگاني همچنان که به توسعه و تدريس استراتژي مشغول بودند و استراتژي به تدريج جاي خود را در سازمانها باز ميکرد. در اين بين با پيشرفتهاي حاصله و افزايش پيچيدگي محيط سازمانها نه تنها ابزارها صيقل و توسعه يافت، صنعت نويني هم پيرامون موضوع استراتژي پا گرفت. سازمانهاي مشاوره مانند گروه مشاوره بستن، که خالق تکنيک ماتريس BCG بود و شرکت مشاوره مکنزي که ماتريس 9 خانهاي GE را درشرکت جنرال الکتريک خلق کرد و تکنيک 7S خود را به جامعه کارشناسان استراتژي عرضه نمود پا به ميدان گذاشتند. استراتژي راه خود را به سمت حوزههايي مانند تنوع بخشي به کسب و کار، اتحاد استراتژيک، تمليک و ديگر اشکال توسعه ميگشود. (کياني، 1389، ص 26)
در سال 1968 شرکت جنرال الکتريک از شرکت مشاوره مکنزي خواست تا ساختار سازماني شرکت را که متشکل از دويست مرکز سود و 145 دپارتمان در قالب ده گروه بود مورد بررسي قرار دهد. زمانه رونق برنامهريزي براي برتري رقابتي بود و به سبب آن جعبه ابزار استراتژي بسي بزرگ شد. رقابت در کانون توجه سازمانها قرار گرفت و استراتژيهاي رقابتي اساس حيات سازمانها شد. سال 1979، مجله هاروارد مقالهاي را با عنوان “چگونه نيروهاي رقابتي استراتژي را شکل ميدهند”، از اقتصاددان و دانشياري جواني به نام مايکل پورتر منتشر کرد که آغازي بريک انقلاب در مقوله استراتژي بود. پورتر دامنه مطالعات خود را به حوزه استراتژي رقابتي شرکتها، مناطق، ملل و در اين اواخر مراقبتهاي بهداشتي و بشر دوستانه گسترش داد. (کياني، 1389، ص 27)
در دهه 1980 شرکت ها با فاز جديدي که از آن به عنوان مديريت استراتژيک ياد مي شود، مواجه شدند که عبارت بود از تلفيق منابع شرکت براي دستيابي به مزيت رقابتي. اين فاز شامل موارد زير بود. چارچوب هاي تحليلي که پورتر(1980، 1985، 1990) توصيه کرد، ازجمله تحليل پنج نيرو، زنجيره ارزش، مدل الماسي مزيت رقابتي، و استراتژي به عنوان سيستم اجرايي، به ابزارهاي ارزشمندي در مديريت استراتژيک تبديل شدند که توسط دانشگاهيان و صنعتگران مورد ستايش قرار گرفت. تلاش پورتر در اين زمينه، به دليل باريک بيني مديريت استراتژيک، توسط مينتزبرگ(1990) و بارتلت و فوشال (1991) مورد انتقاد واقع شد. کار پورتر به خاطر تمرکز او بر‌روي موقعيت استراتژيک موسسه در بازار يا صنعت مربوطه و به دليل غالب بودن آن در اين دهه



قیمت: تومان


پاسخ دهید