چکيده
بادام زميني يکي از گياهان استراتژيک استان گيلان است که مقام سوم دانه هاي روغني جهان را به خود اختصاص داده است. در اين تحقيق که به بررسي عوامل مديريتي و اقتصادي موثر بر ضايعات بادام زميني و نيز تجزيه و تحليل عوامل، ميزان تاثير گذاري هر يک از عوامل بر ضايعات محصول از طريق استخراج نظرات بهينه کشاورزان از جمله کشاورزان مناطق آستانه اشرفيه و بندرکياشهر به منظور شناسايي مناسب تر عوامل و اقدام در رفع آنها به ترتيب شدت عوامل موثر بر ضايعات محصول پرداخته شده است. در اين تحقيق از مطالعات کتابخانه اي و ميداني استفاده شده است. ابزار جمع آوري داده هاي تحقيق پرسشنامه
مي باشد. فرضيات تحقيق که همان وجود رابطه معنا دار بين عوامل مديريتي، نهادي – سياستي و اقتصادي و اثر گذاري بيشتر ويژگي هاي نهادي – سياستي در بين عوامل مذکور بر ضايعات بادام زميني، از طريق آزمون T-TEST مورد اندازه گيري قرار گرفتند و بر اساس نتايج حاصل از اين آزمون، با اطمينان 95%
مي توان گفت که بين عوامل ذکر شده و ضايعات بادام زميني رابطه معنا دار وجود دارد. همچنين با توجه به گروهبندي افراد شرکت کننده در پژوهش از نظر سني و تحصيلات، تمامي افراد با هر گروه سني و با هر تحصيلاتي عنوان داشتند که دو عامل ناکارآمدي بازار و بازاريابي و نيز مديريت نامناسب توليد، بيشترين اثر را بر ايجاد ضايعات در محصول بادام زميني دارند.
کليد واژه : بادام زميني، محصولات کشاورزي، ضايعات، نهاده
فصل اول
کليات تحقيق
1-1- مقدمه
با توجه به رشد سريع جمعيت جهان، افزايش تقاضا براي غذا، تأمين نيازهاي تغذيه اي جمعيت رو به رشد آينده و دسترسي به غذاي كافي، توسعه كشاورزي و تكنولوژي آن بايستي از اولويت هاي هر كشور باشد. بدون شك اين توسعه، چگونگي حركت عوامل مؤثر بر فرآيند كشاورزي را مي طلبد. صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان مهمترين عامل پس از توليد بايد در وراي مسائلي مانند آب، خاك، زمين، نهاده هاي كشاورزي (عوامل دروني) و سرمايه گذاري، مديريت، قدرت خريد، توزيع عادلانه (عوامل بيروني) بررسي شود (حاتمي، 1391). اين صنايع با نقش بسيار مؤثر بر توسعه كشاورزي و کاهش ضايعات براي استقرار جايگاه در عوامل بيروني و دروني همواره مورد بحث كارشناسان قرارگرفته است. بقا و تداوم حيات بشر نه تنها بستگي به تأمين مواد غذايي بلكه فراتر از آن امنيت غذايي با تعريف دسترسي همه مردم به غذاي كافي، براي زندگي سالم و فعال در تمام اوقات دارد. امنيت غذايي علاوه بر توليد مواد اوليه، به معناي حفظ و نگهداري مواد غذايي به صورت كافي و سالم و با حفظ ارزش هاي تغذيه اي در همه زمان هاست (رحيمي، 1391). به طور قطع در راستاي تأمين امنيت غذايي، صنايع تبديلي و تكميلي كشاورزي به عنوان فرآوري كننده، نگهدارنده و حافظ مواد غذايي با حفظ ريز و درشت مغذي ها و در نهايت تأمين كالري مورد نياز بدن انسان نقش بسيار مؤثر و ناگسستني در حركت به سوي توسعه بخش كشاورزي و تهيه و تأمين غذايي با تعريف بيان شده دارد. با توجه به افزايش جمعيت و کاهش اراضي کشاورزي، توجه به بهره برداري مناسب از نهاده ها و محصولات کشاورزي امري اجتناب ناپذير است، بنابراين بررسي ضايعات کشاورزي، مي تواند گامي باشد در جهت شناخت پتانسيل هاي موجود در هر محصول و برداشتن گام موثر در راستاي رسيدن به ارزش افزوده و توليد بيشتر که اين امر خود منجر به دستيابي به اقتصادي پويا خواهد شد.
1-2- بيان مسئله و اهميت موضوع
بادام زميني با نام علمي Arachis Hypogaea گياهي است از تيره نخود (leguminosae)، بادام زميني گياه بومي برزيل بوده و از آنجا به نقاط ديگر دنيا راه يافته است. آب و هواي گرم براي کشت اين گياه مناسب مي‌باشد. بادام زميني گياهي است يکساله چنانچه ناحيه فاقد يخبندان باشد ظرفيت چند ساله شدن را دارد داراي ساقه‌اي راست و کوتاه که ارتفاع آن در حدود 30 سانتيمتر مي‌باشد. برگهاي آن مرکب از دو زوج برگچه است گلهاي آن دو نوع متفاوت به رنگ زرد مي‌باشد گلها كامل و خودگشن مي باشد . پس از تلقيح ، دم گل خم شده و به سطح خاک مي‌ رسد و سپس به تدريج در خاک فرو رفته و ميوه در داخل خاک تشکيل مي‌شود.کشاورزي در ايران به دليل وجود تنوع آب و هوايي، پراکندگي و کوچکي مزارع در بيش تر نقاط کشور و نوسانات قيمتي محصول و نهاده ها، فعاليتي با ريسک بالا است. ماهيت ريسکي فعاليت هاي کشاورزي در نواحي مختلف، کشاورزان را وادار مي کند تا با کاربرد و آزمون شيوه هاي مديريتي گوناگون، اثرات نامطلوب عوامل ريسکي طبيعي و اقتصادي را بر نوسانات عملکرد و درآمد، اداره و مهارکنند. در ميان بخش هاي اقتصادي يک کشور در حال توسعه، بخش کشاورزي به عنوان تامين کننده غذاي جامعه از اهميت قابل ملاحظه اي برخوردار است (ميشرا و همکاران، 2004)1. به منظور افزايش بهره وري در اقتصاد ايران نيز بايد به عنوان يکي از بخش هاي مهم و عمده فعاليت اقتصادي در کشور توجه خاص کرد. زيرا اين بخش در حال حاضر حدود 15 درصد از توليد ناخالص، 21 درصد از اشتغال، 22 درصد از صادرات غيرنفتي کشور را به خود اختصاص مي دهد. همچنين 1/80 درصد عرضه مواد غذايي و 90 درصد نيازهاي واحدهاي صنايع تبديلي را طي دهه اخير تامين کرده است، اما ميانگين سالانه نرخ رشد بهره وري کل عوامل توليد در بخش کشاورزي در طول سال هاي 1342- 1382 منفي 08/3 درصد بوده است (محبوب، 2005)2، مشکلات بخش کشاورزي هرچه باشد، نشانه هايي از نازل بودن بهره وري را مي توان در آن پيدا کرد. اين مشکلات در کليه مراحل قبل و پس از توليد محصولات کشاورزي از قبيل تامين و مصرف نهاده ها، به روش هاي توليد، برداشت، حمل و نقل، نگهداري توزيع، تبديل و مصرف شهود است (کاش، 1990)3. لذا مي بايست به افزايش بهره وري در بخش کشاورزي به عنوان يکي از بخش هاي مهم و عمده فعاليت اقتصادي در کشور توجه خاص کرد، زيرا افزايش بهره رشد در اين بخش با توجه به ساختار ويژه اقتصادي کشور مي تواند در جهت دستيابي به هدف هاي اقتصادي کمک کننده باشد (کوروساکي، 2003)4. بر اساس تخمين وزارت جهاد کشاورزي در سال 1385 از 85 ميليون تن محصول کشاورزي توليد شد، 15 ميليون تن آن را ضايعات تشکيل مي دهد، با توجه به سهم 25 درصدي بخش کشاورزي از صادرات غيرنفتي و ارزآوري، حدود 2 ميليارد دلار اين بخش، کاهش کامل ضايعات مي تواند از ارزآوري اين بخش را بين 350 تا 400 ميليون دلار افزايش مي دهد (بي نام، 1385). در شرايط کنوني يکي از معضلات اصلي بخش کشاورزي ايران ضايعات مي باشد. با توجه به اهميت استراتژيک بادام زميني در ايران و بالاخص استان هاي گيلان و مازندران، براي رسيدن به خودکفايي نسبي و ارزش افزوده بيشتر، نوع برخورد با ضايعات و چگونگي کاهش آن مهم است. از آنجايي که استان گيلان مهم ترين قطب توليد بادام زميني کشور محسوب مي شوند که سهم گيلان سالانه حدود 4 تن در هکتار محاسبه شده است. اين مطالعه در نظر دارد که ضايعات بادام زميني و عوامل اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي موثر بر ضايعات بادام زميني را بررسي نمايد.
1-3- اهداف تحقيق
شناسايي و اولويت بندي عوامل اقتصادي موثر بر افزايش ضايعات بادام زميني
شناسايي و اولويت بندي عوامل اجتماعي موثر بر افزايش ضايعات بادام زميني
شناسايي و اولويت بندي عوامل مديريتي موثر بر افزايش ضايعات بادام زميني
تعيين مهم ترين متغيرهاي اثر گذار بر افزايش و کاهش ضايعات بادام زميني و ارائه راهکار مناسب جهت کاهش ضايعات
1-4- فرضيه هاي تحقيق
عوامل اقتصادي بيش از عوامل اجتماعي بر ضايعات بادام زميني از توليد تا مصرف موثر هستند.
عوامل مديريتي بيش از عوامل اقتصادي بر ضايعات بادام زميني از توليد تا مصرف موثر هستند.
1-5- بادام زميني
1-5-1- کلياتي در مورد بادام زميني
بادام زميني از خانواده بقولات5 و يکي از عمده ترين نباتات زراعي جهان است (احمدي، 1368). بادام زميني که به اسامي گوناگوني نظير پسته شامي، بادام کوهي نيز ناميده مي شود معمولاً در تمام
کشور هاي استوايي و نيمه استوايي به منظور استفاده خوراکي از آن کشت مي گردد.
بادم زميني با نام علمي (Arachis heypogaea) گياهي است تتراپلوئيد 2n=4x=40 که به زبان انگليسي گروندنات6، به زبان آمريکايي پينات7، به زبان فرانسه آراکيد8 ناميده مي شود .
1-5-2- تاريخچه
بادام زميني از آمريکاي جنوبي منشاء يافته است. گزارشات باستان شناسي حاکي است که بين 300 تا 2500 سال قبل از ميلاد بادام زميني کشت مي شده است . احتمالاً چندين گياه ديپلوئيد نوع وحشي در منشاء واريته هاي تتراپلوئيد دخالت داشته است. به نظر مي رسد که گياهان بومي توسط بوميان آمريکاي جنوبي، با انتخاب در گونه هاي وحشي و يا به وسيله تلاقي به شکل پر محصول در آمده اند (اسمارت، 2004)9. واريته hirsute که يک بادام زميني اوليه است از زمين هاي آبي پرو، تقريباً نزديک مناطق باستاني که ابتدايي ترين گياه بادام زميني در آن ثبت شده است توسط آرون (1989) جمع آوري شده است. رائو در سال 1987 گزرش کرد که جنس هايArachis به طور طبيعي به 5 کشور درآمريکاي جنوبي (آرژانتين، بوليوي، برزيل، پاراگوئه، و اوروگوئه) تطابق پيدا کرده اند و شامل 70 زير گونه مي باشند (اسمارت، 2004). بر اساس آمار فائو در سال 2010، سطح کشت بادام زميني در ايران 1400 هکتار و توليد ميوه آن 24286 تن بوده است (اسمارت، 2004). عمده ترين مناطق کشت بادام زميني در ايران منطقه آستانه اشرفيه در استان گيلان، صفي آباد دزفول و جيرفت مي باشد.
ميزان عملکرد در آستانه اشرفيه و بندرکياشهر حدود 3500-4000 تن در هکتار است. درصد پوست و مغز به انواع مختلف بادام زميني بستگي دارد و در واريته هاي محلي حدود 60 درصد مغز و 40 درصد پوسته مي باشد. ولي در ارقام اصلاح شده 70 درصد دانه، مغز است. در نتيجه آزمايش هايي که در سال 1346 در موسسه اصلاح و تهيه نهال و بذر گيلان انجام گرديده است، رقم نرث کارولينا10 حدود 2580 کيلوگرم در هکتار و رقم محلي 1370 کيلوگرم در هکتار عملکرد داشته است. عملکرد هکتاري در آزمايش هاي صفي آباد دزفول به 4 تن در هکتار و بيشتر رسيده است (سعادت لاجوردي، 1359) .
1-5-3- اهميت اقتصادي
بادام زميني از دانه هاي روغني اصلي جهان و از گياهان غذايي محسوب مي شود (سعيدي مهرورز، 1381). بادام زميني بيشتر به خاطر دانه آن که از نظر روغن و پروتئين و کربو هيدرات ها غني است، کشت مي شود. به طور کلي هر صد گرم قسمت خوراکي بادام زميني، تقريباً شامل 4/5 گرم آب، 4/30 گرم پروتئين، 7/47 گرم چربي، 7/11 گرم کربوهيدرات، 5/2 گرم فيبر و 0/23 گرم خاکستر است. ميانگين ميزان انرژي در هر صد گرم معادل با 2457 کيلو ژول است. بادام زميني منبع خوبي از ويتامين هاي EوB است. وزن دانه بادام زميني به ازاي هر صد عدد بين 25 و 115 گرم متغيير است. دانه هاي بادام زميني به دليل دارا بودن روغن و پروتئين زياد با ارزش هستند. ميزان پروتئين خام در دانه هاي آن در دامنه اي بين 22 تا 30 درصد است که با تيپ، رقم، محل، سال و بلوغ فيزيولوژيکي بذر تغيير مي نمايد. ميزان اسيد آسپاراتيک، اسيد گلوتاميک و آرژنين حدود 45% از کل اسيد هاي آمينه برآورده شده است. بادام زميني از کمبود ليزين، متيونين و توروئونين برخوردار است.
ميزان روغن دانه بادام زميني در دامنه اي بين 44 و 56 درصد با ميانگين 50 درصد است. ارقام تيپ ويرجينيا داراي ميزان روغن کمتري نسبت به تيپ هاي اسپانيايي11 است. هشتاد درصد اسيد هاي چرب آن به اسيد هاي اولئيک و لينولوئيک که از جمله اسيد هاي چرب و اشباع نشده اند اختصاص دارند. اسيد پالميتيک به ميزان بيش از 10% و دامنه غلظت اسيد هاي چرب عمومي ديگر از 01/0 درصد تا 4% است. هرقدر نسبت اسيد اولئيک به اسيد لينولوئيک در روغن بادام زميني بيشتر باشد، به همان نسبت روغن پايدارتر است و نسبت به اکسيداسيون حساسيت کمتري دارد. اين نسبت در دامنه هاي رسيده مي تواند در دامنه اي از 0/1 تابيش از 0/3 باشد . ارقام زراعي تيپ اسپانيايي داراي نسبت هاي کمتري از ارقام تيپ ويرجينيا12 است (عرشي، 1362). دانه بادام زميني اغلب در تهيه روغن خوراکي، درکنسروسازي، مارگارين، صابون سازي و… مصرف دارد. قسمتي از محصول نيز به صورت دانه به مقدار زياد در صنايع غذايي مورد استفاده قرار مي گيرد. درصنايع شيريني سازي به تنهايي بيش از 60 نوع شيريني با بادام زميني تهيه مي شود (عرشي، 1362). همچنين اين گياه، تنها گياه از تيره لگوم ها مي باشد که خاصيت نفخ زايي ندارد.
محصول فرعي بادام زميني شاخ و برگ آن ( ماده سبز) است. با برداشت به موقع و مراقبت در خشک کردن بوته ها، از هر هکتار مي توان حدود 5 تن علوفه خشک برداشت کرد. علوفه حاصل از نظر ترکيب موادغذايي مشابه شبدر خشک و از علوفه گياهان تيره گرامينه بهتر است (عرشي، 1362).
فصل دوم
پيشينه تحقيق
2-1- تعريف ضايعات
هر گونه تغييري در کيفيت که منجر به غير قابل دسترس شدن و عدم ايمني محصول شود و درنهايت محصول کشاورزي را براي انسان غير قابل مصرف کند از ديدگاه سازمان خواروبار جهاني (FAO) و برنامه محيط زيست ضايعات مواد غذايي تلقي مي شود.
عده اي از محققين کاهش محصول از مرحله کاشت تا مرحله مصرف را در زمره ضايعات تلقي و دسته اي معتقدند که ضايعات محصول از مرحله برداشت و مراحل فرآروي تا مرحله مصرف را بايد در ارزيابي مورد نظر قرار داد (صلواتيان، 1387).
ضايعات در مفهوم عام آن يعني، مواد دورانداختني يا کالاهاي غيراستاندارد دفع شده محصول و محصولات جانبي و مواد اضافي ناشي از مصرف بيش از حد مواد اوليه در مراحل مختلف توليد و فرآوري است.
چنين وضعيتي در فرآورده هاي غذايي و نيز در مرحله پس از برداشت بسياري از محصولات زراعي وجود دارد. اما بادام زميني به عنوان يک فرآورده غذايي از محصولاتي نظير غلات متمايز و از اين لحاظ منحصر به فرد است.
در حقيقت ضايعات در بادام زميني بسيار اندک است زيرا فن آوري توليد چنان تکامل يافته و صحيح است که ضايعات و مواد زائد بسيار اندکي در فرآيند از مرحله کاشت تا هنگام فروش در بازار بر جاي مي ماند.
استفاده غيرضروري و نامطلوب از سوخت، برق و نيروي انساني که هزينه توليد را افزايش مي دهند نيز بايد جزء ضايعات منابع توليد در نظر گرفته شوند. بادام زميني از اين لحاظ بايد دستخوش تغيير و اصلاحات گردد.
2-2- ضايعات در بخش کشاورزي
تعريفي که درتوصيف ضايعات محصولات کشاورزي بيشتر مد نظر مي باشد ترکيبي از دو راهبرد مکمل، اما در عين حال جداگانه فو ق الذکراست. در اين تعريف ضايعات عبارت از هرگونه کاهش کيفي يا کمي درعملکرد محصولات کشاورزي و يا افزايش در هزينه عام (اعتبارات عمومي) و خاص (توليد کنندگان) توليد است که با هزينه اي کمتر از ارزش ضايعات بتوان آن را جبران كرد. با چنين تعريفي، آسيب شناسي ضايعات بايد در دو گروه جداگانه، اما مکمل زيرصورت گيرد (شادان و مهينخواه، 1383).
ضايعات در بخش كلان اجرايي عبارت از هر گونه كاهش و زيان در اعتبارات ، منابع توليد وامکانات عمومي و نيز درعملکرد کمي و کيفي محصولات کشاورزي که به طور مستقيم يا غير مستقيم دردرآمد و توليد ناخالص عمومي و به طور خاص در كاهش درآمد توليدکنندگان و مصرف بيشتراعتبارات عمومي تأثير گذاربوده و كنترل عوامل آنها تنها در حيطه مديريت و سياستگذاري کلان اجرايي کشور است.
هر گونه ضايعات کمي و کيفي درعملکرد يا درآمد خالص قابل انتظار در مراحل مختلف توليد تا مصرف که بدون صرف هزينه و يا با هزينه اي کمتر و البته با مشارکت توليد کنندگان بتوان آن کاهش ر ا جبران نمود ، ضايعات محصولات کشاورزي تعريف مي شود.
نيمي از محصولات کشاورزي در کشور، در فاصله بين مراحل کاشت تا برداشت از چرخه مصرف خارج ميشود (شادان و مهينخواه، 1383). از طرفي ضايعات کمي وکيفي محصولات کشاورزي بين مرحله برداشت تا مصرف نيز اتفاق ميافتد و براي کاهش اين ضايعات دو مسئله مهم را بايد در نظر گرفت:
– شناخت عوامل زيستي و محيطي تأثيرگذار بر کاهش کيفيت پس از برداشت محصولات کشاورزي
– استفاده از دستورالعملهاي مناسب فنآوري پس از برداشت محصولات کشاورزي براي افزايش و حفظ کيفيت و ايمني اين محصولات
ضايعات پس از برداشت شامل دو دسته، ضايعات کيفي و کمي است. ارزيابي ضايعات کيفي بسيار مشکلتر از ضايعات کمي است. در کشورهاي توسعه يافته، بر عکس کشورهاي در حال توسعه، اولويت با کاهش ضايعات کيفي است و علت درصد زيادي از ضايعات پس از برداشت عدم رضايت مصرف کننده از کيفيت محصول است. از طرفي در کشورها و فرهنگهاي مختلف، استانداردهاي کيفي، و قدرت خريد و ارجحيت مصرف کننده تفاوت بسياري دارد، مثلاً در کشورهاي در حال توسعه، حذف نقايص محصول قبل از بازاريابي، اهميت کمتري دارد درحاليکه در کشورهاي نوسعه يافته به ظاهر محصول اهميت زيادي داده ميشود (کادر، 2005)13.
ضايعات پس از برداشت بسته به نوع محصول و منطقه توليد و فصول مختلف، متفاوت است و بر اساس گزارش آکادمي علوم ملي در سال 1978 مقدار ضايعات در کشورهاي در حال توسعه، متفاوت و بين 1 و 50 درصد و بعضاً بيشتر است و اطلاعات موجود بر مبناي محاسبه عملي کم است (کادر، 2005).
در کشور ما نيز به دليل نارساييهاي موجود در سيستم نگهداري، تبديل و توزيع، مقداري از محصولات کشاورزي ضايع ميشود که مقدار آن به نسبت بالاست، بر پايه آمارهاي موجود به طور متوسط 35 درصد از محصولات کشاورزي در ايران ضايع ميشود (بيات، 1383) که 6 برابر متوسط جهان است (جوکار، 2005) و معادل 25 درصد درآمد نفتي کشور تخمين زده ميشود که اين مقدار بيانگر بالا بودن ضايعات و نيز ارزش آن در توليد ناخالص ملي است (جوکار، 2005).
2-3- اهميت ضايعات
يکي از مهمتر ين مباحث کليدي درسطح اقتصاد جهاني و بويژه ايران، موضوع ضايعات مي باشد. اين امر بدليل آن است که سطح تأثير ضايعات در توليد ناخالصي داخلي و درآمد ملي متاسفانه بسيار نگران کننده است . براساس تخمين که وزارت جهادکشاورزي در سال 85 از کل 85 ميليون تن توليد محصولات کشاورزي، 15.3 ميليون تن آن را ضايعات تشکيل مي دهد . که اگر ارزش ميانگين هر کيلو محصول کشاورزي 155 تومان باشد کل هزينه ضايعات بالغ بر2 هزار و 371 ميليارد تومان خواهد شد . پس بنابراين بنظر مي رسد هزينه بالاي ضايعات نه تنها بخش کشاورزي را رنج مي دهد بلکه بدليل سهم 25 درصد اين بخش در توليد ناخالص داخلي بر اقتصاد کشور و منابع ملي نيز مؤثر است از طرف ديگر با توجه به سهم 25 درصدي بخش کشاورزي از صادرات غيرنفتي و ارز آوري حدود 2 ميليارد دلار اين بخش، کاهش کامل ضايعات مي تواند ارزآوري اين بخش را بين 350 تا 400 ميليون د لار افزايش دهد . از طرف ديگر با توجه به اهميت استراتژيک بعضي از محصولات کشاورزي و تصميم دولت مبني پرداخت يارانه به اين گونه محصولات و درنتيجه قيمت کم محصولات يارانه اي براي مصرف کننده و عدم انگيزه جهت صرفه جويي باعث افزايش ضايعات اينگونه محصولات مي شود (ملکوتي، 1377).
به طور خلاصه مي توان گفت براي رسيدن به خودکفايي نسبي و ارزش افزود، بيشتر بخش، مسئله نوع برخورد با ضايعات و چگونگي کاهش آن، خيلي مهم است . کاهش ضايعات، طبيعت افزايش عرضه را دارد و دستيابي به آن ما را از عوامل توليد اضافي، بي نياز کرده يعني بدون داده اضافي، ستاند، حاصل مي گردد . با اعمال اين سياست، در بهره برداري از منابع طبيعي نيز صرفه جويي شده ومنابع غير قابل تجديد که در معرض تخريب قرار مي گيرد طي نظمي به سود پاسخگويي آيندگان استمرار مي يابد و متضمن توسعه پايدار در کشور خواهد بود (شادان و مهينخواه، 1383).
2-4- عوامل زيستي و محيطي مؤثر بر ضايعات
عوامل زيستي مؤثر بر کاهش کيفيت محصولات کشاورزي شامل: سرعت تنفس، توليد اتيلن، سرعت تغيير ترکيبات که با تغيير رنگ، بافت، طعم و ارزش تغديهاي همراه است، آسيبهاي مکانيکي، تنش آبي، جوانه زني و ريشه زايي، نارساييهاي فيزيولوژيکي و عوامل بيماريزا هستند و سرعت کاهش تنفس به عوامل محيطي شامل دما رطوبت نسبي، سرعت هوا، ترکيب اتمسفر( غلظت اکسيژن و دي اکسيد کربن) و کاربرد روشهاي ضد عفوني بستگي دارد (کادر، 2005)14.
2-5- عوامل ايجاد كننده ضايعات
پيش‌بيني مقدار ضايعات محصولات كشاورزي مشكل است زيرا عوامل اصلي توليد ضايعات مربوط به آسيبهاي فيزيكي و حمله ريزجانداران مي‌شود كه در عمل در سه مرحله پيش از برداشت، برداشت و پس از آن رخ مي‌دهد ولي بخش عمده ضايعات مربوط به مراحل برداشت و پس از آن ( تا مرحله مصرف)
مي باشد كه دلايل اصلي توليد اين ضايعات در محصولات كشاورزي در زير شرح داده مي‌شود (بي نام، 1390).
الف) ضايعاتي كه منشأ فيزيكي دارند و بر اثر آب و هواي نامطلوب مانند گرما يا سرماي بيش از حد يا ناكافي به وجود مي‌آيند. در بسياري موارد شرايط محيطي نامناسب سبب ضايع شدن محصول ذخيره شده مي‌گردد.
ب) عوامل فيزيولوژيكي كه موجب پيري محصول در طول مدت نگهداري در انبار مي‌شود و به علت واكنشهاي طبيعي يعني بيوشيميايي يا شيميايي به وجود مي‌آيد، در بسياري موارد فرآورده‌هاي نهايي و حد واسط اين واكنشها نا مطلوب بوده، موجب افزايش قابل توجه در افت ارزش غذايي محصولات كشاورزي مي‌شود.
ج) آسيبهايي كه منشأ‌ بيولوژيكي يا ميكروبيولوژيكي دارند و بوسيله حشرات، باكتري‌ها،‌ كپكها، مخمرها، ويروسها، جوندگان و ديگر حيوانات به وجود مي‌آيند.
د) آسيبهاي مكانيكي كه به علت نبود روشهاي مناسب در طول دوره برداشت، بسته‌بندي و حمل و نقل منجر به زخمهاي پوستي، خراش، شكستگي، فشردگي و لهيدگي محصول مي‌گردند به طوري كه مستعد فعاليت و رشد ريززنده‌ها مي‌شوند، جابه‌جايي نامناسب در زمان رساندن محصول به بازار موجب زخمي شدن و آسيبهاي مكانيكي شده مزاياي سرد كردن پس از برداشت را كاهش مي‌دهد از طرف ديگر بر اثر صدمه ديدن بافت سلولي فعاليت آنزيمها تا حد زيادي افزايش يافته و محصول آسيب مي‌بيند. به طور كلي ضايعات پس از برداشت محصولات غير دانه‌اي در كشورهاي در حال توسعه در مرحله جابه‌جايي،‌ حمل و نقل، انبارداري و فرآوري و در محصولات دانه‌اي در مرحله خشك كردن و ذخيره سازي رخ مي‌دهد.
ه) ضايعات ناشي از عوامل اجتماعي و اقتصادي كه بر اثر عوامل زير به وجود مي‌آيند.
1- سياست‌گذاري‌‌ها: شامل شرايط سياسي خاصي مي‌شود كه در آن يك راه حل تكنولوژيكي كافي نيست يا براي به مرحله اجرا گذاشتن آن با مشكلاتي روبرو است. براي مثال نبود اطلاعات و برنامه‌ريزي ضعيف در رابطه با مديريت منابع انساني، اقتصادي و علمي از جمله اين موارد است كه سبب ضايعات غذايي مي‌گردد.
2- منابع: كمبود منابع انساني، اقتصادي و فن‌آوري جهت گسترش برنامه‌هاي مورد نياز براي جلوگيري يا كاهش ضايعات پس از برداشت مواد غذايي.
3- آموزشي: نبود اطلاعات كافي از اصول علمي مربوط به نگهداري، فرآيند، بسته‌بندي، حمل و نقل و توزيع محصولات غذايي.
4- خدماتي: ناكارآمدبودن سازمانها و نهادهاي تجاري دولتي يا خصوصي براي بازاريابي محصولات.
5- حمل و نقل: تجهيز نبودن وسايل حمل و نقل محصولات خام بويژه ميوه‌ها و سبزي‌ها به سيستم خنك كننده، موجب آسيب ديدن حجم زيادي از آنها مي‌شود (مينايي و افکاري، 1382).
2-6- فاکتورهاي اقتصادي اجتماعي تاثير گذار بر ضايعات
فاکتورهاي اقتصادي اجتماعي تاثير گذار را مي توانيم به اين صورت نيز طبقه بندي کنيم (کادر، 2005)15:
2-6-1- سيستم بازاريابي ناکافي
در بسياري از کشورهاي در حال توسعه، به دليل عدم وجود اطلاعات بازار و ارتباط لازم بين توليد کننده و خريدار، توليد کنندگان توانايي توليد مقدار محصول با کيفيت خوب را دارند ولي چون امکانات مورد نياز، مناسب، سريع و مرتبط براي رساندن اين محصولات به دست مصرف کننده را ندارند، ضايعات بسيار زيادي ايجاد ميشود. در مناطق توليد، تشويق به ايجاد تشکلهاي بازاريابي بين توليدکنندگان محصولات عمده، به خصوص در کشورهاي در حال توسعه، به علت کوچک بودن نسبي اندازه زمينها، لازم است، فوايد اين تشکلها به قرار زير است:
– ايجاد مناطق تجمع مرکزي براي محصول برداشت شده
– فروش عمده محصولات برداشت و بسته بندي شده
– توانايي تهيه محصولات براي فروش و انبار به مقدار زياد و در هنگام نياز
– تسهيل در حمل و نقل به بازارها
– عمل کردن به عنوان واحد فروشي مشترک براي اعضا
– هماهنگي براي برنامه فروش
– توزيع مساوي سود
لازم است ساير سيستمهاي توزيع محصولات مانند فروش مستقيم به مصرف کننده (کنار جاده، ايجاد بازار در شهرها و بازار محلي در حومه شهر) نيز تشويق شده و براي کاهش هزينه هاي حمل و نقل، توليد به مناطق پر جمعيت نزديک باشد. در بيشتر کشورهاي در حال توسعه، بازارهاي عمده فروشي به دليل مشکلاتي مانند فقدان تسهيلات لازم براي بارگذاري و بارگيري، عدم وجود سيستمهاي ضدعفوني، رساندن ميوهها، بستهبندي و انبار موقت توسعه نيافته اند و طرحهاي موجود براي بهتر شدن ساختار تسهيلات بازارهاي عمده فروشي، به دليل عوامل سياسي، اجتماعي به تعويق ميافتند.
2-6-2- ناکافي بودن تسهيلات حمل و نقل
در بيشتر کشورهاي در حال توسعه، براي حمل و نقل محصولات باغي، جادههاي کافي و مناسب و تشکيلات حمل و نقل و ساير موارد مرتبط، به خصوص آنهايي که مناسب محصولات باغي تازه و فساد پذير هستند، هم براي بازار محلي و هم براي صادرات وجود ندارد و توليد کنندگان معمولأ قادر به داشتن تشکيلات حمل و نقل نيستند و در برخي از موارد هم که بازاريابان و همکارانشان اين تسهيلات را دارند، به دليل ضعف شرايط جادهاي کاري از دست آنها ساخته نيست (سهرابي و همکاران، 1381).
2-6-3- قوانين و مقررات دولتي
نظارت هاي دولت، به خصوص براي قيمتهاي عمده و خرده فروشي محصولات کشاورزي، در کشورهاي مختلف متفاوت است و در بسياري از موارد کنترل قيمت در تقابل با توليد است. اگرچه اين مقررات به منظور حمايت از مصرف کننده است ولي مشوق سوء استفاده بوده و انگيزهاي را براي توليد محصول با کيفيت بالا و حفظ کيفيت پس از برداشت، ايجاد نميکند، از طرفي در صورتي که مقررات به طور مناسب حمايت شده و ضامن سلامتي عمومي و بهبود روشهاي انتقال و حمل باشد، براي مصرف کننده بسيار اهميت دارد (مينايي و افکاري، 1382).
2-6-4- در دسترس نبودن ابزار و تجهيزات
حتي اگر توليدکنندگان محصولات کشاورزي، نياز به استفاده از ابزار و لوازم خاص در برداشت و جابهجايي پس از برداشت داشته باشند، در بيشتر موارد در بازار محلي آنها را پيدا نخواهند کرد. اين مسئله در مورد ظروف، تجهيزات تميز کردن، واکس زدن، بستهبندي و سرد کردن صادق است و بيشتر اين ابزارها در محل توليد نميشوند و به مقدار کافي و مورد نياز تقاضاي مصرف وارد نميشوند. قوانين دولتي متفاوت در بعضي از کشورها، اجازه وارد کردن اين تجهيزات را به توليد کننده نميدهد و در دسترس بودن ابزار مورد نياز براي استفاده فن آوري توصيه شده براي يک موقعيت خاص ضروري است. در بسياري از موارد هم امکان ساخت اين ابزار با قيمت بسيار کمتر از نمونه اي وارداتي در محل مورد نظر وجود دارد.
2-6-5- کمبود اطلاعات
در حمل و نقل پس از برداشت محصولات کشاورزي عامل بسيار مهم، انسان است، بسياري از دستاندرکاران مستقيم امر برداشت، بسته بندي، حمل و نقل و بازاريابي در کشورهاي در حال توسعه محدوديتهايي دارند و در اين موارد و در حال حاضر، برنامه آموزشي يا ترويجي مؤثر و از راه دور بسيار لازم است و اين نياز در آينده هم ادامه خواهد يافت (ممتاز، 1371).
2-6-7- ضعف خدمات پس از فروش
در بسياري از کشورهاي در حال توسعه، بسياري از تجهيزات و تسهيلاتي که سالها پيش ساخته شده، در حال حاضر معيوب هستند يا کارآيي مناسب را ندارند که به دليل فقدان خدمات پس از فروش يا عدم دسترسي به قطعات يدکي است و به خصوص در قسمتهاي دولتي، اين مورد بيشتر مشاهده ميشود. به منظور اطمينان از موفقيت و توسعه مؤثر هر پروژه جديدي بايد سرمايه کافي براي خدمات پس از فروش داشته باشد.
2-7- نقش مراحل گوناگون در اتلاف محصولات كشاورزي
نشان داده شده که گندم در مرحله کاشت 2درصد، در مرحله برداشت 10 درصد، پس از برداشت 15 دصد ضايئات داشته، لوبيا در مرحله کاشت 15 درصد، داشت 30 درصد و برداشت 10 درصد و پس از برداشت 30 درصد ضايئات داشته اند (بي نام، 1382).
2-7-1- توليد
در رابطه با مواد غذايي با منشأ گياهي بايد محيط را براي رشد و نمو و تكثير آفتها و عاملهاي بيماريزا نامساعد ساخت. از روشهاي كاهش ضايعات قبل از برداشت محصولات كشاورزي، مي‌توان به تناوب يا گردش زراعي، شخم و از بين بردن بقاياي محصول و گياهان خودرو، تاريخ كاشت مناسب، انتخاب بذر و نهال سالم و استفاده از گونه‌ها و ارقام مقاوم در برابر آسيب حشرات و بيماري‌ها، ضدعفوني كردن خاك و استفاده از مقادير مناسب كود اشاره كرد (زمردي، 1370).
اجراي عمليات زراعي به موقع از جمله رعايت زمان مناسب برداشت محصول و مراقبتهاي لازم در زمان برداشت، حمل و نقل و جابجايي نقش مؤثري در جلوگيري از ايجاد ضايعات و كاهش كيفيت محصول دارد. با كاهش مصرف سم و كودهاي شيميايي و تلاش جهت بهينه سازي مصرف آنها مي‌توان از اثرات نامطلوب آنها جلوگيري كرد. در صورتي كه با مصرف بيش از حد كود و سم‌هاي شيميايي زيانهاي فراواني وارد شده است كه افزون بر تخريب محيط زيست مانند آبهاي زيرزميني و خاك و هدردادن منابع طبيعي سلامت انسان را نيز به خطر مي‌اندازد براي مثال نيترات، اگر چه نقش يك كود شيميايي مهم را به عهده دارد اما وجود بيش از 10 ميلي‌گرم در ليتر ازت نيترات در آب و در وزن خشك محصولات كشاورزي موجب بروز انواع سرطان در بزرگسالان و بيماري و مسموميت تا حد مرگ در دامها مي‌شود (ملکوتي، 1377). در آزموني با بررسي اثر ارتفاع برگچيني بر ميزان ضايعات چاي ديده شد که اختلاف بين سطوح ارتفاع برداشت و اختلاف بين زمان هاي برداشت بر ضايعات چاي معني دار بوده و ميزان آن در پاييز بيشتر است (صلواتيان، 1387).
2-7-2- نگهداري در انبار
بيشتر فرآورده‌هاي كشاورزي فصلي هستند و پس از برداشت بايد در انبارها و سيلوها نگهداري شوند. افزون برآن كشاورزان براي تامين نياز خود به انبار كردن محصولات كشاورزي نياز دارند ضمن اين كه انبار كردن محصولات كشاورزي جهت برقراري تعادل در عرضه و تقاضا امري ضروري است از طرفي با همة اقدامها و فعاليتهايي كه در كشورهاي گوناگون براي توسعه اقتصادي و افزايش رشد كشاورزي به عمل مي‌آيد مقدار زيادي از محصولات به علت نبود شرايط مناسب نگهداري از بين مي‌روند و از اين راه زيانهاي فراواني به توليدات كشاورزي وارد مي‌شود (زمردي، 1370).
آلودگي ممكن است قبل از برداشت محصول به وسيله محصولات آلوده از مزرعه به انبار منتقل شود و يا درون انبار ايجاد گردد. اين زيانها به دليل تغييرهاي شيميايي، فعاليت ريززنده‌ها، تكثير و رشد حشره‌ها و كنه‌ها، حمله موشها، روشهاي نادرست نگهداري و شرايط نامناسب از نظر دما و رطوبت نسبي به وجود آيد كه در نتيجه محصول از نظر كمي و كيفي آسيب مي‌بيند، آسيبهاي كمي موجب كاهش وزن محصولات كشاورزي مي‌شود و آسيبهاي كيفي ارزش غذايي و تجاري محصولات را كاهش مي‌دهد. نمودارهاي 1تا 4 نشان مي‌دهد كه مقادير قابل توجهي گندم، سيب‌زميني، زردآلو و سير در طول مدت نگهداري در انبار از بين مي‌رود (سهرابي و همکاران، 1381)، بيشتر اين خسارتها ناشي از ريززنده‌ها يعني كپكها و باكتريها است. برخي از قارچها در محصولات آلوده مايكوتوكسين توليد مي‌كنند كه تغذيه از چنين محصولات آلوده‌اي براي انسان و دام مناسب نمي‌بــاشد (زمردي، 1370).
2-7-3- فرآوري
يکي از علتهاي مهم وجود ضايعات و يا افت كيفيت در محصولات كشاورزي عدم توسعه فعاليتهاي صنعتي و تبديلي است. به كمك فرآوري مي‌توان موجب كاهش حجم و وزن مواد اوليه شد و آنها را به اشكالي كه از نظر عملي و اقتصادي قابل حمل‌تر و قابل مبادله‌تر باشد تبديل نمود (مردوخي و نصيرپور، 1373). براي حفظ خواص فيزيكي و كيفيت مواد اوليه صنايع تبديلي بايد دقتها و مراقبتهاي ويژه‌اي در جريان حمل و نقل، تخليه و نگهداري آنها به عمل آيد و سرعت خاصي به كار گرفته شود كه در ديگر صنايع تا اين حد مطرح نبوده و ضرورتي ندارد تا مقدار ضايعات تا حد امكان كاهش يابد (ممتاز، 1381). صنايع تبديلي كشاورزي با فرآوري مواد داراي منشأ گياهي و حيواني از طريق تغييرات فيزيكي، شيميايي، نگهداري، بسته‌بندي و توزيع به تبديل و نگهداري آنها مي‌پردازد. ايجاد و گسترش آن مي‌تواند قسمت قابل توجهي از ضايعات ميوه و تره‌بار را بازيابي و يا از استمرار توليد آنها جلوگيري نمايد. در واقع نگهداري مناسب و فرآوري پس از برداشت افزون بر رعايت مراقبتهاي قبل از برداشت بروز فساد به وسيله عوامل خارجي يا داخلي را به تعويق انداخته يا ممانعت به عمل مي‌آورد كه در نتيجه آن مواد غذايي مي‌تواند براي مدت طولاني‌تري قابل مصرف باقي بماند. در حال حاضر تنها 67 هزار تن از مواد غذايي توليد شده به صورت بسته‌بندي به بازار عرضه مي‌شود.
2-8- آثارضايعات محصولات كشاورزي برجنبههاي مختلف اقتصادي
ضايعات از چند جنبه بر اقتصاد ضربه وارد مي كند:
1- ميزان توليد را كاهش مي دهد
2- نياز به واردات را افزايش مي دهد
3- نهاده هاي لازم براي توليد (كه به سختي تهيه مي شوند) را هدر مي دهد
2-9- روشهاي اقتصادي جلوگيري از ضايعات
1- برنامه كنارگذاري كشت محصول (set Aside)
2- سياستهاي كاهش هزينه مبادله (Transaction Cost)
3- كاهش سوبسيد بعضي از محصولات غذايي
4- بكارگيري قيمت تضميني
5- افزايش كيفيت بسته بندي
6- كاهش ضايعات از طريق بازاريابي مناسب
ضايعات در محصولات فاسدشدني در هر جايي از مزرعه تا مصرف كننده نهايي رخ داده و بستگي به درجه فاسد شوندگي محصول دارد (سهرابي و همکاران، 1381). چون زنجير يا سيستم بازاريابي به عمليات ويژه حمل و نقل، ترابري و فعاليتهاي تجاري اطلاق مي شود و همبستگي نزديكي بين نوع و حجم ضايعات ايجاد شده براي يك محصول خاص و سيستمي كه اين محصول در آن به پيش مي رود وجود دارد. لازم است در مورد بازاريابي به دو موضوع بدليل اهميت آنها بطور مجزا اشاره شود
الف- كارآيي سيستم بازاريابي
استقرار يك سيستم يا زيرسيستم بازاريابي براي معرفي و كاربرد معيارهايي كه كاهش دهنده ضايعات تا يك حد مطلوب هستند بسيار مفيد است. وقتي يك زيرسيستم بازاريابي نوظهور كه در آن يك اقتصاد پيشرفته كه داراي اضافه توليد است جايگزين اقتصاد معيشتي يا نيمه معيشتي مي شود و سيستم بازاريابي براي جمع آوري، انتقال و توزيع حجم محصول اضافه، سازگار نشده است. اين سيستم بازاريابي، از كارآيي لازم برخوردار نخواهد بود. اما هنگامي كه شاخص خوبي براي معرفي و كاربرد يك معيار ويژه براي كاهش ضايعات وجود دارد، كاهش اندازه و ميزان ضايعات در يك سيستم رخ مي دهد كه البته به آمادگي و توانايي سيستم در انتقال اين پيشرفت و بهبود به قسمتهاي مختلف زنجيره بازاريابي بستگي دارد (مردوخي و نصيرپور، 1373).
به نظر مي رسد اكثر معيارهايي كه روي حمل و نقل مطمئن، شرايط بهتر وانتقال سريعتر و انبارداري مناسب، متمركز شده اند، تنها هنگامي كاربرد مؤثر دارند كه ساختار سيستم بازاريابي بهبود يافته باشد.
ب- رابطه ميزان ضايعات و نقص در سيستم بازاريابي
ميزان بالاي ضايعات به دليل تجارب ناقص مديريتي در تصدي و سياست انبارهاي سردخانه دار، نداشتن اطلاعات تكنيكي در توزيع امكانات و تكنيكهاي حمل و نقل، فقدان يك برنامه فروش براي مجموعه برنامه هاي خريد و عموماً سياستهاي غيرواقعي قيمت گذاري، رخ مي دهد. فعاليتهاي چاره ساز زيادي براي رفع اين مشكل وجود دارد و ممكن است نياز به توجه و اولويت بندي بهتر در هر برنامه ريزي عملي براي كاهش ضايعات داشته باشد (سهرابي و همکاران، 1381).
2-10- استراتژي کاهش ضايعات پس از برداشت محصولات کشاورزي
اولين قدم براي تعيين استراتژي مناسب براي کاهش ضايعات پس از برداشت محصولات کشاورزي، تجزيه و تحليل سيستماتيک هر محصول توليدي و سيستم جابهجايي است (بل و همکاران، 161999؛ لاگرا، 2000)17. اگرچه بررسي منفعت به هزينه براي تشخيص برگشت سرمايه در فنآوري پس از برداشت، ضروري است، انتخاب فنآوري مناسب براي هر اندازه از تشکيلات پس از برداشت، اهميت دارد( پرسون، 2006)18. براي جابهجايي محصول و کاهش ضايعات، شرکتهاي بازاريابي و شرکاي آنها مستلزم فراهم کردن تسهيلات براي جمعآوري، تهيه و حمل محصول به بازار از طريق فعاليتهاي بازاريابي هماهنگشده و توزيع سود مساوي به اعضاء هستند.براي کشورهاي در حال توسعه، نياز به ساختار هماهنگکنندهاي که باعث ارتقاي رشد و رفاه شده و موارد زير را تأمين کند، پيشنهاد شده است:
– تهيه اطلاعات کافي از بازار و ارائه آن به تمامي شرکاي تجاري
– مشخص کردن زمينههاي سرمايهگذاري در تحقيقات پس از برداشت
– شرکت در موافقتنامههاي بين المللي براي ارتقاي تجارت و امنيت غذايي
بنابراين به نظر مي رسد که پيشسرمادهي در خلأ، بهبود روشهاي بسته بندي، بسته بندي جداگانه اقلام براي افزايش ماندگاري و روشهاي انبارداري و سردخانهاي و تحقيق براي تعيين مقدار رسيدگي محصولات و آموزش عاملين بازار در جلوگيري از ضايعات مؤثر است (شادان و مهينخواه، 1383).
2-11- عوامل موثر بر ضايعات بادام زميني در گيلان
بادام زميني از جمله گياهان عمده گيلان مي باشد که در فرايند توليد (کاشت، داشت، برداشت) و پس از توليد ( مراحل فرآوري) داراي ضايعات است که عبارتند از:
2-11-1- ضايعات ناشي از تنش ماندابي
بارندگي فراوان در ماه هاي فروردين و ارديبهشت، در تاريخ و زمان کاشت بادام زميني (فرودين ماه و ارديبهشت ماه) منجر به پوسيدگي بذرها و عدم رسيدن به سطح سبز يکنواخت مي گردد. آب ماندگي و زيادي آب در زمين هايي که در ارتفاع کمتر از سطح رودخانه ها واقع شده اند منجر به آب ماندگي پاي بوته و پوستيدگي غلاف ها منجر مي گردد. ماندابي پاي بوته همچنين باعث افزايش شدت بيماري ها مي شود. غوطه ور شدن گياه درآب به مدت چند روز ممكن است تا 90 درصد موجب افت محصول گردد (پاکدل و همکاران، 1391).
2-11-2- ضايعات ناشي از آفات
بادام زميني گياهي بسيار کم توقع است که در خاک هايي با پايين ترين درصد ماده آلي به خوبي رشد کرده و عملکرد قابل قبولي



قیمت: تومان


پاسخ دهید